تلاوت تصویری
ترجمه صوتی نمایشی
"برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان"
تفسیر مختصر آیات صفحه ۵۱۳ قرآن کریم
(آیه ۱۶)- در ادامه همین بحث و گفتگو با متخلفان «حدیبیه» آیه شریفه پیشنهادى به آنها کرده، و راه بازگشت را به روى آنها چنین مىگشاید و مىفرماید:
«به متخلفان از اعراب (بادیه نشین) بگو: به زودى از شما دعوت مىشود که به سوى قومى نیرومند و جنگجو بروید، و با آنها پیکار کنید تا اسلام بیاورند» (قُلْ لِلْمُخَلَّفِینَ مِنَ الْأَعْرابِ سَتُدْعَوْنَ إِلى قَوْمٍ أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ یُسْلِمُونَ).
«پس اگر اطاعت کنید خداوند پاداش نیکى به شما مىدهد، و اگر سرپیچى کنید- همانگونه که در گذشته نیز سر پیچى کردید- خداوند شما را با عذاب دردناکى کیفر مىدهد» (فَإِنْ تُطِیعُوا یُؤْتِکُمُ اللَّهُ أَجْراً حَسَناً وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا کَما تَوَلَّیْتُمْ مِنْ قَبْلُ یُعَذِّبْکُمْ عَذاباً أَلِیماً).
باید امتحان صداقت خود را در میدان سخت و سهمگین دیگرى بدهید، و گر نه از میدانهاى سخت اجتناب کردن، و در میدانهاى راحت و پر غنیمت شرکت نمودن به هیچ وجه ممکن نیست.
این قوم جنگجو و پر قدرت که در این آیه به آنها اشاره کرده چه جمعیتى بودند؟
جمله «تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ یُسْلِمُونَ» (با آنها پیکار کنید تا اسلام بیاورند) دلیل بر این است که اهل کتاب نبودند، زیرا آنها را مجبور به پذیرش اسلام نمىکنند، بلکه مخیر میان اسلام آوردن یا پذیرش شرائط اهل ذمه و همزیستى مسالمت آمیز با مسلمانان و پرداخت جزیه مىکنند، تنها مشرکان و بت پرستان هستند که چیزى جز اسلام از آنان پذیرفته نمىشود، زیرا اسلام بتپرستى را به عنوان یک «دین» نمىشناسد، و اجبار در ترک بت پرستى جایز است.
و با توجه به این که در عصر پیامبر صلّى اللّه علیه و اله بعد از ماجراى حدیبیه غزوه مهمى با مشرکان جز «فتح مکه» و غزوه «حنین» وجود نداشت، آیه فوق مىتواند اشاره به آنها باشد، مخصوصا غزوه حنین که مردان جنگجوى سخت کوشى از طایفه هوازن و بنى سعد در آن شرکت داشتند.
(آیه ۱۷)- بعد از نزول آیه قبل و تهدید متخلفان به «عذاب الیم» جمعى از معلولین یا بیماران خدمت پیامبر صلّى اللّه علیه و اله آمدند و عرض کردند: اى رسول خدا! تکلیف ما در این میان چیست؟ در اینجا این آیه نازل شد و حکم آنها را چنین بازگو کرد: «بر نابینا و لنگ و بیمار گناهى نیست» اگر در میدان جهاد شرکت نکنند (لَیْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِیضِ حَرَجٌ).
تنها جهاد نیست که مشروط به قدرت و توانائى است، تمام تکالیف الهى یک سلسله شرائط عمومى دارد که از جمله آنها «توانائى و قدرت» است و در آیات قرآن کرارا به این معنى اشاره شده است.
البته این گروه گر چه از شرکت در میدان جهاد معافند اما آنها نیز باید به مقدار توان خود براى تقویت قواى اسلام و پیشبرد اهداف الهى آن بکوشند.
و شاید جمله اخیر آیه مورد بحث نیز اشاره به همین معنى باشد که مىفرماید: «و هر کس خدا و رسولش را اطاعت نماید او را در باغهائى (از بهشت) وارد مىکند که نهرها از زیر (درختانش) جارى است، و آن کس که سر پیچى کند او را به عذاب دردناکى گرفتار مىسازد»! (وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَنْ یَتَوَلَّ یُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِیماً).
(آیه ۱۸)- خشنودى خدا از شرکت کنندگان در بیعت رضوان گفتیم در ماجراى حدیبیه سفرائى میان «پیامبر» صلّى اللّه علیه و اله و «قریش» رد و بدل شد، از جمله پیامبر صلّى اللّه علیه و اله «عثمان بن عفان» را به عنوان نماینده نزد مشرکان مکه فرستاد قریش عثمان را موقتا توقیف کردند، و به دنبال آن در بین مسلمانان شایع شد که عثمان کشته شده پیامبر صلّى اللّه علیه و اله فرمود: من از اینجا حرکت نمىکنم تا با این گروه پیکار کنم.
سپس به زیر درختى که در آنجا بود آمد، و با مردم تجدید بیعت کرد، و از آنها خواست که در پیکار با مشرکان کوتاهى نکنند، و کسى پشت به میدان جهاد نکند.
این بیعت به عنوان «بیعت رضوان» (بیعت خشنودى خداوند) معروف شد، و لرزه بر اندام مشرکان انداخت و نقطه عطفى در تاریخ اسلام بود.
قرآن در اینجا از این ماجرا سخن مىگوید، مىفرماید: «خداوند از مؤمنان- هنگامى که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند- راضى و خشنود شد» (لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ).
هدف از این «بیعت» انسجام هر چه بیشتر نیروها، تقویت روحیه، تجدید آمادگى رزمى، سنجش افکار، و آزمودن میزان فداکارى دوستان وفادار بود.
و خداوند به این مؤمنان فداکار چهار پاداش بزرگ داد که از همه مهمتر رضایت و خشنودى او بود، همان گونه که در آیه ۷۲ سوره توبه نیز مىخوانیم:
«وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ» و رضا و خشنودى خداوند از همه نعمتهاى بهشتى برتر است».
سپس مى افزاید: «خدا آنچه را در درون دلهایشان (از صداقت و ایمان و آمادگى و وفادارى نسبت به این پیمان) نهفته بود مىدانست، از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد» (فَعَلِمَ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ).
آن چنان آرامشى که در میان انبوه دشمنان در میان سلاحهاى آماده آنها ترس و وحشتى به دل راه نمىدادند. و این دومین موهبت الهى نسبت به آنها بود.
و در پایان این آیه به سومین موهبت اشاره کرده، مىفرماید: «و پیروزى نزدیکى به عنوان پاداش نصیب آنها فرمود» (وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً).
آرى! این فتح- که به گفته اکثر مفسران «فتح خیبر» بود- سومین پاداش الهى براى این مؤمنان ایثارگر بود.
و تعبیر به «قریبا» (به زودى) تأییدى است بر این که منظور «فتح خیبر» است.
(آیه ۱۹)- چهارمین نعمتى که به دنبال بیعت رضوان نصیب مسلمانان شد غنائم فراوان مادى بود چنانکه در این آیه مىفرماید: پاداش دیگر «غنائم بسیارى که آن را به دست مىآورند» (وَ مَغانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونَها).
این تعبیر مىتواند تمام غنائم جنگهاى اسلامى را که بعد از فتح خیبر رخ داد در بر گیرد.
و از آنجا که باید مسلمانان به این وعده الهى کاملا اطمینان کنند در آخر آیه مىافزاید: «و خداوند شکست ناپذیر و حکیم است» (وَ کانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَکِیماً).
اگر به شما دستور داد که در حدیبیه صلح کنید بر اساس حکمت بود، و اگر به شما وعده فتح قریب و غنائم فراوان مىدهد این توانائى را دارد که به وعدههاى خود جامه عمل بپوشاند.
به این ترتیب مسلمانان ایثارگر در سایه بیعت رضوان پیروزى دنیا و آخرت را به دست آوردند، در حالى که منافقان بىخبر و ضعیف الایمانهاى ترسو در آتش حسرت سوختند؟
بیعت و خصوصیات آن:
قرائن نشان مىدهد که بیعت از ابداعات مسلمین نیست، بلکه سنتى بوده که قبل از اسلام در میان عرب رواج داشته است، و به همین دلیل در آغاز اسلام که طایفه «اوس» و «خزرج» در موقع حج از مدینه به مکه آمدند و با پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و اله در عقبه بیعت کردند برخورد آنها با مسأله بیعت برخورد با یک امر آشنا بود، بعد از آن پیغمبر گرامى اسلام صلّى اللّه علیه و اله نیز در فرصتهاى مختلف با مسلمانان تجدید بیعت کرد که یک مورد از آن همین «بیعت رضوان» در حدیبیه بود، و از آن گستردهتر بیعتى بود که بعد از فتح مکه انجام گرفت که در تفسیر «سوره ممتحنه» شرح آن به خواست خدا خواهد آمد.
اما چگونگى «بیعت» بطور کلى از این قرار بوده که بیعت کننده دست به دست بیعت شونده مىداده و با زبان حال یا قال اعلام اطاعت و وفادارى مىنمود، و گاه در ضمن بیعت شرائط و حدودى براى آن قائل مىشد، مثلا بیعت تا پاى مال، تا سر حد جان.
پیامبر اسلام بیعت زنان را نیز مىپذیرفت، اما نه از طریق دست دادن، بلکه چنانکه در تواریخ آمده، دستور مىداد ظرف بزرگى از آب حاضر کنند، او دست خود را در یک طرف ظرف فرو مىبرد، و زنان بیعت کننده در طرف دیگر.
(آیه ۲۰)- باز هم برکات صلح حدیبیه!
قرآن همچنان بحثهاى مربوط به «صلح حدیبیه» و وقایع بعد از آن را بازگو مىکند، و برکات و فوائدى را که از این رهگذر عائد مسلمانان شد شرح مىدهد.
نخست مىفرماید: «خداوند غنائم فراوانى به شما وعده داده که آنها را به دست مىآورید، ولى این یکى را زودتر براى شما فراهم ساخت» (وَعَدَکُمُ اللَّهُ مَغانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَها فَعَجَّلَ لَکُمْ هذِهِ).
لحن آیه نشان مىدهد که منظور از غنائم فراوان در اینجا تمام غنائمى است که خداوند نصیب مسلمانان کرد، چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت.
سپس به یکى دیگر از الطاف خداوندى نسبت به مسلمانان در این ماجرا اشاره کرده، مىافزاید: «و دست تعدى مردم [دشمنان] را از شما بازداشت» (وَ کَفَّ أَیْدِیَ النَّاسِ عَنْکُمْ).
این لطف بزرگى بود که آنها با کمى نفرات و نداشتن ابزار جنگى کافى آن هم در نقطهاى دور از وطن و بیخ گوش دشمن، مورد تهاجم قرار نگرفتند، و چنان رعب و وحشتى از آنان در دل دشمنان افکند که از هر گونه اقدام و حمله خوددارى کردند.
سپس در ادامه آیه به دو نعمت بزرگ دیگر از مواهب الهى اشاره کرده، مىفرماید: «و (هدف این بود که این وقایع) نشانهاى (بر حقانیت دعوت تو) براى مؤمنان باشد، و خداوند شما را به راه راست هدایت کند» (وَ لِتَکُونَ آیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِراطاً مُسْتَقِیماً).
(آیه ۲۱)- در این آیه بشارت بیشترى به مسلمانان داده، مىگوید: «و نیز غنائم و فتوحات دیگرى (نصیبتان مىکند) که شما توانائى آن را ندارید ولى قدرت خدا به آن احاطه دارد، و خداوند بر همه چیز تواناست» (وَ أُخْرى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْها قَدْ أَحاطَ اللَّهُ بِها وَ کانَ اللَّهُ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیراً).
ممکن است این وعده غنیمت و پیروزیها اشاره به فتح «مکّه» و غنائم «حنین» و یا فتوحات و غنائمى که بعد از پیغمبر صلّى اللّه علیه و اله نصیب امت اسلامى شد- مانند فتح ایران و روم و مصر- و یا اشاره به همه آنها باشد.
این آیه از اخبار غیبى و پیشگوئیهاى قرآن مجید در باره حوادث آینده است، این پیروزیها در مدت کوتاهى به وقوع پیوست و عظمت این آیات را روشن ساخت.
(آیه ۲۲)- قرآن همچنان ابعاد دیگرى از ماجراى عظیم «حدیبیه» را بازگو مىکند، و به دو نکته مهم در این رابطه اشاره مىکند.
نخست این که: تصور نکنید اگر در سرزمین «حدیبیه» درگیرى میان شما و مشرکان مکه رخ مىداد، مشرکان برنده جنگ مىشدند، چنین نیست «و اگر کافران (در سرزمین حدیبیه) با شما پیکار مىکردند به زودى فرار مىکردند، سپس ولىّ و یاورى نمىیافتند» (وَ لَوْ قاتَلَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ ثُمَّ لا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً).
(آیه ۲۳)- این منحصر به شما نیست «این سنّت الهى است که در گذشته نیز بوده است، و هرگز براى سنّت الهى تغییر و تبدیلى نخواهى یافت» (سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا).
این یک قانون همیشگى الهى است که اگر مؤمنان در امر جهاد ضعف و سستى نشان ندهند، و با قلبى پاک و نیتى خالص به مبارزه با دشمنان برخیزند، خدا آنها را پیروز مىکند.
نکته مهمى که این آیات تعقیب مىکند این است که قریش ننشینند و بگویند افسوس که ما قیام نکردیم و این گروه اندک را درهم نکوبیدیم، افسوس که صید به خانه آمد و از آن غفلت کردیم، افسوس و افسوس!
منبع: برگزیده تفسیر نمونه