۵۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درسهای برگزیده قرآن» ثبت شده است

درسهای برگزیده قرآن 54

درس شماره: ۵۴
عنوان: عوامل انحراف از عدالت


" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ"
سوره مائده، آیه ۸
ای کسانی که ایمان آورده اید! هماره برای خدا قیام کنید و از روی عدالت، گواهی دهید. و دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت پیشه کنید که به پرهیزکاری نزدیک تر است و از [معصیت] خدا بپرهیزید که خداوند، از آنچه انجام می دهید، آگاه است.


🖋مقدمه
این آیه، از آیاتی است که با خطاب زیبای "یا ایهاالذین آمنوا" شروع شده و در آن کلیایت از امور مهم دنیایی و آخرتی، فردی و اجتماعی بیان شده است. چون قیام برای خدا، اجرای عدالت و نادیده گرفتن کینه های درونی درباره مردم دشوار است، آیه شریف، موارد فوق را با چند امر و چند تاکید بیان کرده است.


📋واژه ها
قوامین: قیام کننده های همیشگی (جمع قوام صیغه مبالغه از ماده قوم)
قسط: عدل و انصاف
لَا یَجْرِمَنَّ: به کار ناخوشایند وادار نسازند-نکشاند (فعل مضارع محلا مجزوم به لا نهی از ماده جرم)
شنئان: بغض-کینه (از ماده شنأ)
خبیر: بسیار دانا (صیغه مبالغه از ماده خبر)


📌نکات تفسیری
۱- دو سفارش مهم به مومنان
سفارش اول: همواره برای خدا قیام کنید. یعنی برای اجرای احکام و دین خدا به پا خیزید و حرکت کنید.
لطافتی که در کلمه قوّام است، (با توجه به خطاب آیه به مومنان) این است که می فرماید: قیام و فعالیت انسان مومن برای برقراری دین و احکام خداوند، باید بیشتر از هر نوع فعالیت دیگری باشد.
تعبیر لله نیز بیانگر این مطلب است که قیام و آمادگی باید انگیزه الهی داشته باشد.
سفارش دوم: شهادت دادن از روی عدل است؛ یعنی انسان مومن، باید همه جا و برای هر کس، به عدالت رفتار کند، خواه برای کفار و دشمنان و خواه برای مسلمانان و دوستان.
۲- عوامل انحراف از عدالت
این آیه و آیه ۱۳۵ سوره نساء به عوامل انحراف از عدالت اشاره می کند. در هر دو آیه، احساسات، به عنوان لغزشگاهی برای عدالت معرفی شده است؛ ولی این آیه، به بغض و عداوتِ افراطی اشاره نموده و می فرماید: به سبب اینکه با کسی دشمنی دارید، به ضرر او شهادت ندهید و از ظلم به وسیله شهادت دادنِ به ناحق بپرهیزید و کینه ها و دشمنی ها شما را منحرف نسازد.
در سوره نساء به محبتِ افراطی اشاره کرده و می فرماید: "به سبب اینکه با کسی نسبتی دارید هرچند از نزدیکان شما است- به نفع او شهادتِ خلاف ندهید و علاقه ها و وابستگی ها، شما را از مرز عدالت خارج نکند."
۳- اهمیت عدالت
عدل الهی یکی از اصول دین است. خداوند خود عادل است و انسانها را به رعایت عدالت سفارش نموده است. هیچ یک از مسائل عقیدتی و عملی، فردی و اجتماعی انسان خالی از روح عدل نیست. خداوند متعال، علاوه بر سفارش به عدالت در آیه مذکور و آیات دیگر (نحل آیه۹۰)، در موارد زیادی هم به طور خاص، به عدالت سفارش می کند؛ مانند عدالت در قضاوت (نساء ۵۸)، عدالت در گفتار (انعام۱۵۲)، عدالت در نوشتار (بقره ۲۸۲)، عدالت در اصلاح ذات البین (حجرات ۹) و ... .
علاوه بر آیات فراوانی که سفارش به عدالت می کند، روایاتِ زیادی هم به اهمیت عدالت اشاره کرده اند:
الف) پیامبر اکرم(ص) فرمود: الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم (حکومت، با کفر باقی می ماند، ولی با ظلم باقی نمی ماند) (شیخ مفید، امالی، ص۳۱۰)
ب) همچنین آن حضرت فرمود: بالعدل قامت السموات و الارض (آسمانها و زمین، بر عدالت استوارند) (تفسیر صافی، ج۵،ص۱۰۷)


📢پیام ها
۱- مومنان باید همواره برای خدا قیام کنند و بر اساس حق شهادت دهند. (تفسیر راهنما، ج۴،ص۲۶۸)
۲- دشمنی و کینه با یک گروه، نباید مانع اجرای عدالت درباره آنان شود. انسانهای کینه توز و عقده ای نمی توانند عادل باشند. (برگرفته از تفسیر راهنما، ج۴،ص۲۶۹- تفسیر نور، ج۳،ص۴۱)
۳- عدالت، حتی در برخورد با دشمنان، نزدیک ترین راه برای تحصیل تقوا است. (تفسیر راهنما، ج۴،ص۲۷۰)
۴- خداوند، به تمام اعمال آدمی آگاهی کامل دارد و اعتقاد به آگاهی خدا از اعمال انسان، زمینه قیام برای خدا، شهادت به قسط، اجرای عدالت و تحصیل تقوا است. (برگرفته از تفسیر راهنما، ج۴،ص۲۷۱)


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۴۹۴
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۵۳
عنوان: ضرورت همکاری در کار خیر و حرمت همکاری در گناه


" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْیَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ"
سوره مائده، آیه ۲
ای کسانی که ایمان آورده اید! شعائر و حدود ا لهی [و مراسم حج را محترم بشمارید و مخالفت با انها] را حلال ندانید و نه ماه حرام را و نه قربانی های بی نشان و نشاندار را و نه آنها را که به قصد خانه خدا برای به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودی او می آیند، و هنگامی که از احرام بیرون آمدید، صید کنید و خصومت جمعیتی که شما را از آمدن به مسجدالحرام [در سال حدیبیه] باز داشتند، نباید شما را به تعدی و تجاوز وادارد. در راه نیکی و پرهیزکاری با هم همکاری کنید و در راه گناه و تعدی همکاری نکنید و از خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است.


🖋مقدمه
در سال ششم هجری، مسلمانان با پیمودن هشتاد فرسخ راه، از مدینه به مکه آمده بودند تا حج بگذارند؛ ولی کافران مانع شدند و صلح حدیبیه پیش آمد. مضمون این آیه شریف، این است که : اکنون که مکه (در سال هشتم هجری) فتح شده است، نباید این جریان سبب شود پس از اسلام آوردن آنها (مشرکان مکه)، کینه های دیرینه را زنده کنید و آنها را از زیارت خانه خدا بازدارید. این حکم، درباره خانه خدا نازل شده است؛ ولی یک قانون کلی از آن استفاده می شود که مسلمان، نباید کینه توز باشد و حوادث ناگوار گذشته را در فکر خود زنده کند و در صدد انتقام برآید. (تفسیر نمونه، ج۴،ص۲۵۲)


📋واژه ها
شعائر: علامت ها (جمع شعیره از ماده شعر)
هدی: قربانی ها (جمع هدیه)
قلائد: گردن بندها، چیزهایی که به گردن انسان یا حیوان می اندازند (جمع قلاده از ماده قلد)
امین: قصد کننده ها (اسم فاعل جمع امّ )
لایجر من: به کار ناخوشایند وادار نسازد نکشاند (فعل مضارع محلا مجزوم به لا ناهیه همراه با نون تاکید ثقیله)
شنئان: بغضی که همراه با پرهیز کردن باشد


📌نکات تفسیری
۱- منظور از شعائر الهی چیست؟
بدون شک، مناسک و برنامه های حج (که در آیه مطرح شد) از شعائر الهی است؛ ولی به آن اختصاص ندارد و تمام آنچه در برنامه های دینی وارده شده و انسان را به یاد خدا و عظمت آیین او می اندازد، از شعائر الهی است.
۲- همکاری در کار خیر و ترک همکاری در گناه
مسلمانان موظفند در کارهای نیک تعاون و همکاری کنند. برقراری مقررات الهی در جامعه، مرهون تعاون و همکاری است؛ ولی همکاری در اهداف باطل و اعمال نادرست و ظلم و ستم مطلقا ممنوع است.
این قانون اسلامی بر ضد قانونی است که در جاهلیت عرب (و حتی در جاهلیت امروز) نیز حکومت می کند که "انصر اخاک ظالما او مظلوما" (برادر یا دوست و هم پیمانت را حمایت کن، خواه ظالم باشد یا مظلوم). (تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۵۳)
۳- چرا برّ و تقوا کنار هم ذکر شده است؟
در این آیه برّ و تقوا ، هر دو با هم ذکر شده اند که یکی جنبه اثباتی دارد و به اعمال مفید اشاره دارد و دیگری جنبه بازدارنده دارد و جلوگیری از اعمال خلاف را می رساند.
به این ترتیب، تعاون و همکاری باید هم در دعوت به نیکی ها و هم در مبارزه با بدی ها انجام گیرد. (همان)
۴- سفارش به تقوا
تقوا، زمینه ساز همکاری در نیکی ها، زمینه ساز، فراخوانی یکدیگر به تقواپیشگی و پرهیز از همکاری در گناه و تجاوز است. جمله "اتقواالله" پس از امر به تعاون در کارهای نیک و نهی از همکاری در گناه، می تواند اشاره به راهی برای تحقق امر و نهی یاد شده باشد. (تفسیر راهنما، ج۴،ص۲۲۸)
۵- جایگاه آیه، در فقه
در فقه اسلامی، از این قانون "تعاونوا علی البرّ والتقوای و لا تعاونوا..." در مسائل حقوقی استفاده شده و پاره ای از معاملات و قراردادهای تجاری که جنبه کمک به گناه دارید، تحریم گردیده است. همانند فروختن انگور به کارخانه شراب سازی یا فروختن اسلحه به دشمنان حق یا اجاره دادن محل کسب و کار برای معاملات نامشروع و اعمال خلاف شرع. (تفسیر نمونه، ج۴،ص۲۵۴)


📢پیام ها
۱- احترام گذاردن به شعائر الهی، وظیفه اهل ایمان است. (تفسیر نور، ج۳،ص۲۱)
۲- سراع سود حلال رفتن، یک ارزش است. قرآن فضل پروردگار را که همان کسب و کار است، کنار رضوان و قرب الهی قرار داده است.
۳- ظلم و تجاوز حرام است و حرمت آن، به حدی است که حتی دشمنی های دیگران در یک زمان، مجوز ظلم و تعدی در زمان دیگری نمی شود. احساسات دینی نیز نمی تواند بهانه ظلم شود.
۴- همکاری و تعاون در انجام کارهای نیک و سیر به سوی تقوا و پرهیزکاری لازم است. حکومت و جامعه اسلامی باید در صحنه بین المللی از مظلوم و کارهای خیر حمایت کند.
۵- تعاون و همکاری در گناه و تجاوز حرام است و حکومت و جامعه اسلامی باید ظالم و بدی ها را محکوم کند.


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۶۵
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۵۲
عنوان: فلسفه بعثت پیامبران

" رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَکَانَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا"
سوره نساء، آیه ۱۶۵
پیامبرانی بشارت دهنده و بیم دهنده [بودند] تا پس از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند [و بر همه اتمام حجت شود] و خداوند، توانا و حکیم است.


🖋مقدمه
یکی از پرسش های بشر، این است که فلسفه فرستادن پیامبران از جانب خداوند چیست؟ با داشتن عقل و فطرت چه نیازی به بعثت انبیا است.
این آیه به این پرسش پاسخ می دهد و گوشه ای از فلسفه بعثت پیامبران را توضیح می دهد.


📋واژه ها
مبشرین: بشارت دهندگان (اسم فاعل از ماده بشر، باب تفعیل)
منذرین: بیم دهندگان (اسم فاعل از ماده نذر، باب افعال)
حجت: دلیل و برهان


📌نکات تفسیری
۱- جایگاه عقل
عقل، همچون وحی، حجت الهی است؛ گرچه خود عقل در برخی موارد می گوید: من به تنهایی نمی توانم پیش روم و نیاز به وحی الهی دارم، لذا انبیاء از دانستنی های غیبی و ملکوتی و اخروی که دست عقل از آن کوتاه است، خبر می دهند و در حقیقت انبیاء تقویت کننده حجت باطنی (عقل) هستند.
جمله " لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ" بر جایگاه عقل و حجت بودن آن دلالت دارد. چون اگر وحی نبود و انبیا مبعوث نمی شدند استدلال عقلی در پیشگاه خداوند پذیرفته بود که خدایا تو حجت را بر ما تمام نکردی بنابراین ما در عملکرد خود معذور بودیم.
۲- فلسفه ارسال پیامبران
اگر خداوند، پیامبران مژده دهنده، و بیم دهنده را نمی فرستاد. این امر، با عزت و حکمت او متناقض و دلیل بر آن بود که یا قادر به ارسال نیست، یا مصالح مردم را نمی شناسد و خداوند، از همه اینها منزّه است. (تفسیر هدایت، ج۲،ص۲۳۰)
۳- بشارت و انذار (تشویق و تهدید)
بشارت و انذار، یا تشویق و تهدید، بخشی مهمی از انگیزه های تربیتی و حرکت های اجتماعی را تشکیل می دهد. آدمی، هم باید برابر انجام کار نیک تشویق شود و هم برابر کار بد کیفر ببیند. تشویق، به تنهایی برای تکامل فرد یا جامعه کافی نیست؛ زیرا انسان در این صورت مطمئن است انجام گناه خطری برای او ندارد.
برای مثال، می بینیم پیروان کنونی آیین کلیسا به فدا عقیده دارند و معتقدند حضرت مسیح (ع) فدای گناهان آنها شده است. حتی رهبرانشان، گاه سند بهشت به آنها می فروختند. مسلما چنین جمعیتی به آسانی مرتکب گناه می شوند.
آنها که تصور می کنند تشویق، به تنهایی برای تربیت انسان کافی است و باید تنبیه و تهدید را کنار گذاشت، در اشتباهند؛همانطور که افرادی که پایه تربیت را بر ترس و تهدید می گذارند نیز غافلند؛ چرا که انسان، مجموعه ای است از بیم و امید. به همین دلیل، در آیات قرآن، انذار و بشارت، کنار هم قرار گرفته است.(تفسیر نمونه، ج۱،ص۴۲۵)
۴- تقدیم بشارت بر انذار
شاید علت اینکه در اکثر آیات، بشارت، بر انذار مقدم شده است، این باشد که رحمت خدا، بر عذاب و غضب او پیشی دارد(همان، ص۴۲۶)


📢پیام ها
۱- شیوه تبلیغ پیامبران بر دو محور بیم و امید استوار است.
۲- فلسفه بعثت پیامبران، اتمام حجت خدا بر مردم است، تا نگویند رهبر و راهنما نداشتیم و نمی دانستیم.
۳- پیامبران، از نظر صفات شخصی و جسمی و سوابق زندگی و موفقیت اجتماعی، سیاسی و خانوادگی و نیز از جهت داشتن معجزه، بیان صریح و برخورداری از امدادهای غیبی، باید در مرحله ای باشند که کسی نتواند در هیچ زمینه حجتی علیه آنان اقامه کند. (تفسیر نور، ج۲،ص۴۲۷)


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۶۰
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۵۱
عنوان: ممنوعیت اشاعه فحشا

" لَا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَکَانَ اللَّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا"
سوره نساء، آیه ۱۴۸
خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدیها را آشکار کند؛ مگر کسی که به او ستم شده باشد و خداوند، توانا و دانا است.


🖋مقدمه
مسلمان، هرگز نباید درباره دیگران بدگویی کرده و بدی و گناه کسی را بر مردم آشکار کند، تا چه رسد به عیب و نقصی که د ر او نباشد؛ زیرا شخص بدگو، خود را نیز سبک و بی ارزش می کند. علاوه بر آن، اشاعه فحشا کرده اینگونه رفتار ناپسند را میان مردم رواج می دهد؛ در نتیجه، مردم بر اسرار و عیوب یکدیگر آگاه شده، اطمینان خاطر و اعتماد آنان از یکدیگر سلب و نظام اجتماع گسیخته می شود. از آنجا که هر حکم، ممکن است استثنایی داشته باشد، این آیه نیز مورد استثنایی را برای این مورد بیان کرده است. (برگرفته از تفسیر نمونه، ج۴،ص۱۸۴)


📋واژه ها
جهر: آشکار ساختن
سوء: بد، چیزی که مطلوب و نیکو نباشد.


📌نکات تفسیری
۱- مراد از " الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ"
منظور از کلمه سوء، هرگونه بدی و زشتی است و منظور از " الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ" هرگونه ابراز و اظهار لفظی است؛ خواه به صورت شکایت باشد یا حکایت یا نفرین یا مذمت یا غیبت؛ به همین سبب، از آیاتی که در بحث استثناء تحریم غیبت به آن استدلال شده، همین آیه است؛ ولی مفهوم آن به غیبت منحصر نیست و هرگونه بدگویی را شامل می شود.(تفسیر نمونه، ج۴،ص۱۸۴)
۲- تن دادن به ظلم، ممنوع
پس از بیان ممنوعیت آشکار ساختن بدیهای دیگران، برخی را استثنا کرده و می فرماید: "مگر کسی که مظلوم واقع شد (الا من الظلم)"؛ چنین افرادی برای دفاع از خویش برابر ظلم ظالم حق دارند به شکایت اقدام کنند یا از ظلم و ستمگری‌ها، آشکار انتقاد و غیبت کنند و تا حق خود را نگیرند و دفع ستم نکنند، از پای ننشینند. این استثنا بدان سبب است که ستمگران، از حکم اخلاقی فوق، سوء استفاده نکنند، همچنین بهانه ای برای تن در دادن به ستم نشود.
البته در اینگونه موارد نیز تنها به آن قسمت که به ظلم ظالم و دفاع از مظلوم، مربوط است، باید قناعت کرد. (همان، ص۱۸۴و۱۸۵)
۳- ممنوعیت اشاعه فحشا
قرآن، ضمن کبیره دانستن افشای زشتی ها، بارها از آن منع کرده و در قبال آن، وعده عذاب داده است؛ از جمله آیه ۱۹ سوره نور که علاقه به افشای زشتی ها را گناه می داند. (تفسیر نور، ج۴،ص۱۸۵)
۴- توجه به خدا
در آخر، برای اینکه افرادی از این استثنا سوء استفاده نکنند و به بهانه اینکه مظلوم واقع شده اند، عیوب مردم را بدون سبب آشکار نسازند، می فرماید: خداوند، سخنان را می شنود و از نیات آگاه است. (تفسیر نور، ج۴،ص۱۸۵)


📢پیام ها
۱- نشانه جامعه سالم، آن است که مظلوم بتواند با آزادی کامل بر ضد ظالم فریاد بزند.
۲- غیبت مظلوم از ظالم درباره ظلم او جایز است، نه عیوب دیگرش.
۳- اسلام، حامی ستمدیدگان است.
۴- ظالم، در جامعه اسلامی احترام ندارد و باید محکوم و به مردم معرفی شود.
۵- سوء استفاده از قانون ممنوع است. ستمگران بدانند حرمت غیبت، راه ستمگری را برایشان نمی گشاید.
۶- در تزاحم ارزشهای انسانی، باید اهم و مهم رعایت شود. ارزش دفاع از مظلوم، بیش از ارزش حیا است (لا یحب-بالسوء-الا من الظلم).
۷- درباره جواز افشای عیوب، از مرز حق تجاوز نکنید؛ چون خداوند، شنوا و دانا است. (برگرفته از تفسیر نور، ج۲،ص۴۲۱و۴۲۲)


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۶۳
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۵۰
عنوان: ثواب دنیا و آخرت

"مَنْ کَانَ یُرِیدُ ثَوَابَ الدُّنْیَا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَکَانَ اللَّهُ سَمِیعًا بَصِیرًا"
سوره نساء، آیه ۱۳۴
کسانی که پاداش دنیوی بخواهند (و در قید نتایج معنوی و اخروی نباشند، در اشتباه‌اند زیرا) پاداش دنیا و آخرت ، نزد خدا است و خدا شنوا و بینا است.


🖋مقدمه
حب ذات و منفعت طلبی از جمله خصوصیات غریزی و فطری انسان است. آنچه مهم است تشخیص درست در مسیر تحصیل منفعت است. گاه به خاطر نادانی آدمی منافع پایدار و دراز مدت را فدای سود و لذت زودگذار می کند. این آیه راه درست جلب منفعت را به انسان یادآور شده است.


📋واژه ها
یرید: می خواهد، اراده می کند (فعل مضارع از ماده رود، باب افعال)
ثواب: پاداش (از ماده ثوب)
سمیع: بسیار شنوا (صیغه مبالغه از ماده سمع)
بصیر: بسیار بینا و دانا (صیغه مبالغه از ماده بصر)


📌نکات تفسیری
۱- همت عالی
اینکه در آیه فرمود: " مَنْ کَانَ یُرِیدُ ثَوَابَ الدُّنْیَا..." بیانگر این نکته است که آنچه مطلوب خداوند است، همت عالی است؛ برای انسان روا نیست همه همتش را به منافع دنیایی محدود کند و از سعادت ابدی غافل شود؛ چرا که پروردگار متعال، روزی مادی انسان را مقدر کرده است، چنان که امیر مومنان علی(ع) می فرماید: "یابن آدم!الرزق رزقان رزق تطلبه و رزق بطلبک..." (ای فرزند آدم! روزی، دوگونه است؛ روزی‌ای که تو در طلب آن هستی و روزی‌ای که او در طلب تو است).
پس روزی دنیایی انسان به او می رسد و آنچه سزاوار است انسان، دغدغه آن را داشته باشد، رزق معنوی و پاداش اخروی است که با تلاش و مجاهده انسان به دست می آید.
۲- محرومیت از پاداش معنوی
با توجه به آیات دیگر و آیه مورد بحث، یک نکته مهم معلوم می شود و آن اینکه :انسان دنبال هر کدام از پاداش دنیا و آخرت باشد، پروردگار متعال، آن را به انسان می دهد: " کُلًّا نُمِدُّ هَؤُلَاءِ وَهَؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ وَمَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورًا"؛ اسراء ۲۰ .
اگر انگیزه انسان از کار و تلاش، فقط منافع مادی و دنیوی باشد، از پاداش معنوی محروم است؛ همانگونه که در آیات دیگر بیان می فرماید: " مَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ؛ شوری۲۰؛ " فَإِذَا قَضَیْتُمْ مَنَاسِکَکُمْ فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ"؛ بقره ۲۰.
البته باید توجه داشت که درخواست دنیا و آخرت از خداوند، همانند این است که انسانی از خدا درخت بادام بخواهد و دیگر، مغز بادام طلب کند آن فردی که درخت را طلب کرده است منافع دیگر درخت مثل میوه، برگ و ... هم عایدش می شود؛ ولی فردی که مغز بادام را خواسته منافع دیگر درخت، مثل میوه، چوب و ... عایدش نیست.
کسی که آخرت را طلب کند از دنیا نیز بی‌بهره نیست؛ ولی دنیاطلب ممکن است بهره ای ببرد ولی از آخرت بی نصیب است.
۳- جایگاه امور مادی و دنیوی در قرآن و اسلام
اسلام، دین جامع و معتدلی است که هم جنبه های مادی و هم جنبه های معنوی را مورد توجه قرار داده است؛ چنان که در آیه، هم به پاداش دنیا و هم به پاداش آخرت اشاره کرده است؛ بر خلاف بعضی ادیان که به جنبه مادی توجهی نکرده، فقط معنویت را مورد توجه قرار داده اند.
آنچه اسلام بر آن تاکید می کند، دل نبستن به دنیا است، نه دنیا نخواستن و دنیا نداشتن؛ چنان که حضرت سلیمان(ع) دنیا را در حد کمال داشت؛ اما دلبسته آن نبود. این، همان معنایی است که امیرمومنان(ع) در معنای زهد می فرماید: "به آنچه خدا به انسان می دهد، سرمست و فرحناک نشود؛ و به آنچه از دست می دهد، مأیوس نگردد."
۴- هشدار به انسان
خداوند هر کلامی را شنوا و به قصدها بصیر و آگاه است و می داند هدف انسان مادی و دنیوی است، یا الهی و اخروی؛ به همین سبب، لازم است انسان، عملش را برای خدا خالص کند و قصدش جلب رضایت او باشد؛ چرا که می تواند با داشتن قصد الهی، هم به منفعت دنیا برسد و هم به منفعت آخرت.


📢پیام ها
۱- انسان، دارای غریزه سودجویی است و قرآن از این غریزه در تربیت انسانها بهره می برد. (برگرفته از تفسیر نور، ج۲،ص۴۰۵)
۲- دنیا و آخرت، همه به دست خدا است، پس دید خود را گسترش دهیم و از تنگ نظری و مادیگری بپرهیزیم. (برگرفته از تفسیر نور، ج۲،ص۴۰۵)
۳- پاداش الهی، بر اساس علم و آگاهی او به اعمال ما است؛ پس مومن و مخلص واقعی باشیم، تا مورد عنایت خداوند قرار گیریم.


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۴۹
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۴۹
عنوان: دام‌های شیطان

وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطَانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِینًا
سوره نساء، آیه ۱۱۹
و آن ها را گمراه و به آرزوها سرگرم می کنم ! و به آنان دستور می دهم که اعمال خرافی انجام دهند و گوش چهارپایان را بشکافند و آفرینش خدایی را تغییر دهند. و هر کس شیطان را به جای خدا ولی خود برگزیند ، زیان آشکاری کرده است.


🖋مقدمه
در زمان جاهلیت ، میان بت پرستان رایج بود که گوش بعضی از چهاربایان رامی شکافتند یا به کلی قطع می کردند و با این کار استفاده از آن را بر خود حرام می کردند. در این آیه شریف ، خداوند بیان می فرماید که این کار از کیدهای شیطان است ؛ چرا که حلال و حرام کردن ، به دست خدا است ، نه به دست آفریدگان .


📋واژه ها
لاضلن: حتما گمراه می کنم (فعل مضارع از باب « ضلل» باب افعال)
لامنین: آرزومند می کنم (فعل مضارع ازماده « منی» باب تفعیل)
لیبتکن : حتماً قطع می کنند (فعل مضارع از ماده « بتک» باب تفعیل )


📌نکات تفسیری
۱-دام های شیطان
شیطان ، پس از این که تأکیدمی کند انسان ها را گمراه می کنم ، به نمونه کارهایی که برای گمراه کردن انسان ها انجام می دهد اشاره کرده است که عبارتند از :
۱-مشغول کردن انسان به آرزوهای دور و دراز که او را از انجام وظایفش باز می دارد (لامنینهم )
۲-مشغول کردن انسان به خرافات و امور موهوم و خیالی و کشاندن به بدعت ها ، تا از آنچه مهم و حیاتی است باز بماند (یبتکن اذان الانعام) ؛ البته امور موهوم و خیالی و بدعت گذاری های جاهلیت جدید،غیر از جاهلیت قدیم است ؛ از جمله ارزش ها و جلوه دادن آن ها به صورت ارزش های انسانی و نسبت دادن چیزهایی به دین که از دین نبوده است ؛ مانند آداب و رسوم زاید در ازدواج و در مرگ.
۲-مراد از تغییر خلقت چیست؟
خداوند در نهاد انسان ، توحید و یکتاپرستی و هر صفت و خوی پسندیده ای را قرار داده است ؛ ولی وسوسه های شیطانی و هوس ها، انسان را از این مسیرصحیح منحرف کرده ، به بیراهه می کشاند ، چنان که از امام باقر ع و امام صادق ع نقل شده است ، منظور از تغییر خلقت ، تغییر فطرت الهی و فرمان خدا است . (ترجمه المیزان ج ۵ ص ۱۵۴) (مثل : مردانی که ظاهر خود را مانند زن ها در می آورند و در بعضی موارد ، جنسیت خود را تغییر می دهند و همچنین بر عکس )
۳-آیا شیطان بر انسان سلطه دارد؟
چنان که درآیه بیان شد ، شیطان گفت بندگانت را به بدی امر می کنم : «لامرنهم» خداوند متعال توجه می دهد که شیطان، فقط به بدی امر می کند ؛ چنان که از آیات دیگر هم استفاده می شود او بر بندگان سلطه ندارد ؛در سوره ابراهیم ، کلام شیطان را خطاب به پیروان بیان می کند که : مَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ من بر شما تسلطی نداشتم؛ جز این که دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید؛ بنابراین مرا سرزنش نکنید و خود را سرزنش کنید.
البته باید توجه داشت که سلطه شیطان ، برانسان هایی است که با اعمالشان، خود زیر چتر شیطان می روند و شیطان را سرپرست خود قرار می دهند (انما سلطانه علی الذین یتولونه) (نحل ۱۰۰)
۴-ولایت شیطانی
پس از آن که در آیه بیان کردشیطان عده ای را دعوت می کند و آن ها به دعوت او پاسخ مثبت می دهند ، این نکته را بیان می فرماید که : هر کس شیطان را به جای خداوند ، ولی و سرپرست خود برگزیند، زیانی آشکار کرده است (فقد خسر خسرانا مبینا) چرا که شیطان ، هم دنیای انسان و هم آخرتش را به تباهی می کشد (خسر الدنیا و الاخرة ) (حج ۱۱)


📢پیام ها
۱-شیطان ، هر کس را به گونه ای گمراه می کند ؛ یکی را با بدعت گذاری در دین و یکی را با آرزوها و یکی را با تغییر در آفرینش (لاضلنهم ... فلیغیرن خلق الله )
۲-شیطان، ابتدا در روح انسان اثر می گذارد ، سپس او را تسلیم خود می کند (گمراه کردن و آرزوهای طولانی در ابتدا، و پس از آن ، فرمان دادن بیان شده است ، لاضلنهم ولامنینهم ولامرنهم)
۳-اطاعت شیطان، خسارت آشکار است (فقد خسر خسراناً مبینا)


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۵۹
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۴۸
عنوان: همواره به یاد خدا

" فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَوْقُوتًا"
سوره نساء، آیه ۱۰۳
هنگامی که نماز را به پایان رساندید، خدا را ایستاده و نشسته و در حالی که به پهلو خوابیده اید، یاد کنید. و هرگاه آرامش یافتید [و حالت ترس از بین رفت]، نماز را [به طور معمول] به جا آورید؛ زیرا نماز، وظیفه ثابت و معینی برای مومنان است.


🖋مقدمه
در قرآن، بیش از نود مورد از نماز سخن به میان آمده است که نشان از جایگاه بلند نماز دارد؛ چرا که نسخه کاملی برای کمک به اسنان و نجات او از مهلکه ها و بهترین وسیله تقرّب به خداوند است.
جامعه ای که نماز را برپا کند و به آن اهتمام داشته باشد، یکی از عوامل مهم جلب یاری خدا را برای خود فراهم کرده است؛ ولی باید توجه داشت نماز، یکی از مصادیق ذکر خدا است و ذکر الهی باید تمام زندگی انسان را فرا گیرد.


📋واژه ها
قضیتم: انجام دادید، به پایان بردید (فعل ماضی از ماده قضی)
علی جنوبکم: بر پهلوهایتان [کنایه از دراز کشیدن] (جنوب جع جنب یعنی پهلوها)
کتابا: نوشته شده، واجب
موقوتا: وقت دار شده (اسم مفعول از ماده وقت)


📌نکات تفسیری
۱- همیشه و همه جا به یاد خدا
انسان نباید فقط در نماز متوجه خدا باشد؛ بلکه باید همیشه به یاد خدا باشد. تمام کارهایی که انجام می دهیم از سه حالت ایستاده، نشسته و دراز کشیده، بیرون نیست؛ لذا می فرماید: در این سه حال، یعنی همیشه، به یاد خدا باشید؛ چرا که غفلت، باعث شکست انسان در رسیدن به اهداف عالی می شود؛ به ویژه جهادگران و مدافعان اسلام، باید بیشتر به مبدأ قدرت توجه داشته باشند؛ چه در حالی که ایستاده اند و با سلاح می جنگند و چه در حالی که نشسته تیراندازی می کنند و چه در حالی که بر اثر زخم یا جراحت، خوابیده اند.
۲- مراد از کتابا موقوتا چیست؟
نماز، واجبی است که در زمان خاصی باید خوانده شود و در هیچ حال، به کلی ساقط نمی شود، حتی در حالت احتضار. راوی از امام صادق(ع) درباره معنای آیه " إِنَّ الصَّلَاةَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَوْقُوتًا" پرسید؛ حضرت فرمود: "کتابا موقوتا" به معنای د ستور ثابت است. اگر اندکی نماز را جلوتر یا عقب تر خوانده باشی، ضرری به تو نمی رساند، تا هنگامی که به از بین رفتن نماز نینجامد و تو مصداق "اصاعوا الصلاه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا" واقع نشده باشی. (نورالثقلین، ج۱،ص۵۴۶)
۳- لزوم خواندن نماز در اوقات معین
بعضی می گویند ما منکر فلسفه و اهمیت نماز و اثرات تربیتی آن نیستیم، اما چه لزومی دارد که نماز در اوقات معینی انجام شود؟ آیا بهتر نیست که مردم آزاد باشند و هر کس به هنگام فرصت و آمادگی روحی این وظیفه را انجام دهد؟
پاسخ: تجربه نشان داده اگر مسایل تربیتی تحت انضباط و شرایط معین قرار نگیرد عده ای آن را به دست فراموشی می سپارند و اساس آن بکلی متزلزل می گردد، این گونه برنامه ها حتما باید در اوقات معین و تحت انضباط دقیق قرار گیرد تا هیچکس عذر و بهانه ای برای ترک ان نداشته باشد. به خصوص اینکه انجام این عبادات در وقت معین مخصوصا به صورت دسته جمعی دارای شکوه و تاثیر و عظمت خاصی است که قابل انکار نمی باشد. و در حقیقت کلاس بزرگ انسان سازی است.(تفسیر نمونه، ج۴،ص۱۰۶)


📢پیام ها
۱- نماز جماعت به قدری مهم است که حتی در میدان جنگ بدان توصیه شده است.
۲- انسان باید در هر شرایطی متوجه خداوند و متذکر او باشد و نماز، عاملی برای توجه مداوم به خداوند است.
۳- نماز، از واجبات قطعی الهی، در همه عصرها و برای همه نسلها است.(تفسیر نور، ج۲،ص۳۷۲)
۴- تعیین وقت برای نماز، رمز تداوم و عامل مواظبت بر آن است که به مسلمانان درس نظم می د هد. (همان)


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۲۸
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۴۷
عنوان: حرمت مومن

"وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا"
سوره نساء، آیه ۹۲
هیچ فرد با ایمانی مجاز نیست مومنی را به قتل برساند؛ مگر این که از روی خطا و اشتباه باشد. و [در عین حال] کسی که مومنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مومن آزاد کند و خون‌بهایی به کسان او بپردازد؛ مگر اینکه آنها خون‌بها را ببخشند. اگر مقتول، از گروهی باشد که دشمن شما هستند [و کافرند]؛ ولی مقتول با ایمان بوده، تنها باید یک برده مومن آزاد کند [پرداخت خون‌بها لازم نیست] و اگر از جمعیتی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است، باید خون‌بهای او را به کسان او بپردازد و یک برده مومن [نیز] آزاد کند. و آن کس که دسترسی به آزاد کردن برده ندارد، دو ماه پی در پی روزه بگیرد؛ این [یک تخفیف و] توبه الهی است و خداوند، دانا و حکیم است.


🖋مقدمه
یکی از بت پرستان مکه، به نام حارث بن زید، با دستیاری ابوجهل، مسلمانی را به نام عیاش بن ربیعه، به جرم گرایش به اسلام مدتها شکنجه می داد. پس از هجرت مسلمانان به مدینه، عیاش نیز به مدینه هجرت کرد و در شمار مسلمانان قرار گرفت.
روزی در یکی از محله های اطراف مدینه، با شکنجه دهنده خود، حارث بن یزید، روبه‌رو شد. از فرصت استفاده کرد و او را به قتل رساند به گمان اینکه دشمنی را از پای در آورده است؛ در حالی که توجه نداشت حارث توبه کرده و مسلمان شده است و به سوی پیامبر(ص) می رود. جریان را به پیامبر(ص) عرض کردند؛ آیه نازل شد و حکم قتلی را که از روی اشتباه و خطا انجام شده بود، بیان کرد. (تفسیر نمونه، ج۴،ص۶۰و۶۱)


📋واژه ها
خَطَأً: غیر عمد و بدون قصد
مسلمه: تسلیم شده، داده شده بدون کم و کاست (اسم مفعول از ماده سلم)
رقبه: یک برده
میثاق: پیمان
شهرین: دو ماه
متتابعین: پیوسته، در پی یکدیگر (اسم فاعل از ماده تبع، باب تفاعل)


📌نکات تفسیری
۱- ناسازگاری ایمان با قتل نفس
خداوند متعال، هرگاه بخواهد وصفی را با عنوان دوام بیان کند و توجه دهد که هیچ وقت غیر از آن امکان ندارد، با عبارت "ماکان" بیان می فرماید؛ چنانکه در مسأله وحی چنین می فرماید: " وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ" (شوری،۵۱) (هیچ بشری را نرسد که خدای با او سخن گوید مگر با وحی یا از پس پرده، یا فرستاده ای [فرشته ای] فرستند که به فرمان او آنچه خواهد [به وی] وحی کند.
یعنی صحبت با خدا ناشدنی است؛ مگر از این راهها، در "ما کان لمومن" نیز، تا هنگامی که انسان ایمان دارد، ممکن نیست قتل به دست او اتفاق بیفتد؛ مگر ناخواسته؛ یعنی انسانی که دانسته و از روی عمد قتل انجام می دهد، بی ایمان است.
۲- حرمت مومن
انسانها به واسطه ایمانشان احترام می یابند. خداوند می فرماید: سزاوار نیست مومن حریم ایمانی خود را بشکند و خود را آلوده به گناه کند؛ مگر اینکه ناخواسته برایش پیش بیاید. همچنین با آوردن کلمه "مومن" (ان یقتل مومنا) توجه می دهد که کسی حق ندارد به حریم انسان مومن تعرض کند. این حریم در آیه، حریم حیات مومن است، ولی حریم آبرویی و دیگر حریم ها را هم می تواند در برگیرد.
۳- بزرگی گناه قتل مومن در روایات
روایت شده که رسول خدا(ص) به کعبه نظر افکند و فرمود: مرحبا بالبیت ما اعظمک و اعظم حرمتک علی الله و الله للمومن اعظم حرمه لان الله حرم منک واحده و من المومن ثلاثه، و دمه و ان یظن السوء. (بحارالانوار،ج۶۴،ص۷۱) (آفرین بر خانه کعبه! چه عظیمی و جقدر احترامت نزد خدا عظیم است، به خدا سوگند حریم مومن، با عظمت تر از توست، چرا که خداوند، از تو یک چیز حرام شمرده [فقط خراب کردن تو را]؛ اما از مومن، سه چیز را حرام شمرده؛ از بین بردن مال مومن، و خون مومن، و بدبینی به مومن[آبروی مومن]).
همچنین فرموده: "از بین رفتن جهان در پیشگاه خدا از کشتن یک فرد مسلمان کوچکتر است". (همان، ج۱۰۱،ص۳۸۲)
و در جای دیگر فرمود: "اگر اهل آسمان های هفتگانه و اهل زمین های هفتگانه در ریختن خون مومنی شرکت کنند، خداوند متعال، همه آنها را با صورت به آتش می افکند". (همان)
۴- فلسفه جریمه و کفاره قتل
کفاره قتل، مانند دیگر احکام الهی، دارای حکمت هایی است که برخی آنها عبارتند از:
الف. پرداخت دیه، مرهمی برای بازماندگان مقتول است.
ب. از بی مبالاتی مردم جلوگیری می کند، تا نگویند قتل خطایی سزا و جریمه ای ندارد.
ج. احترام به جان افراد و سبب امنیت اجتماعی است.
د. جبران خلا اقتصادی است که در اثر قتل پیدا شده.
ه. وجوب کفاره در قتل خطایی، بیانگر این است که قتل غیر عمد نیز انسان را از لطف خدا دور می کند، و پرداخت دیه و آزاد کردن برده، راهی برای برگرداندن لطف الهی به قاتل است.
۵- اهمیت پیمان در اسلام
اگر مقتول، مومن باشد و بستگان او کافر، به بستگان، دیه تعلق نمی گیرد؛ ولی اگر از هم پیمانان مسلمان باشند، دیه تعلق می گیرد. این مطلب، بیانگر اهمیت عهد و پیمان در اسلام است. چه بسا پرداخت دیه، به جهت حفظ و بقاء پیمان ها و جلوگیری از سست شدن آن باشد.


📢پیام‌ها
۱- در حالات هیجانی هم، عواطف و رحم نباید فراموش شود و عفو خطاکار، یک صدقه پسندیده است.
۲- ارزش پیمان تا آنجا است که گاهی کافر را از نظر حقوقی در ردیف مومن قرار می دهد. (برگرفته از تفسیر نور،ج۲،ص۳۵۴)
۳- وفای به عهد و پیمان حتی با کفار ضروری است.


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۳۱
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۴۶
عنوان: پاسخ بهتر

" وَإِذَا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا"
سوره نساء، آیه ۸۶
هرگاه به شما درود گفته شد، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید یا (حداقل) به همانگونه پاسخ گویید، خداوند حساب همه چیز را دارد.


🖋مقدمه
قرآن مجید افزون بر دستورات فردی، دستورهایی اجتماعی برای بهینه سازی روابط اجتماعی در بین آحاد مردم و ارتباط جوامع با یکدیگر صادر کرده است.از جمله آیاتی که در این مورد توصیه ای کارساز ارائه کرده، آیه مورد بحث است.


📋واژه ها
تحیت: درخواست کردن زندگی برای دیگری (از ماده حیّ، مصدر باب تفعیل)
حیوا: تحیت دهید (فعل امر از ماده حیّ)
احسن: بهتر و نیکوتر (فعل تفضیل از ماده حسن)
حسیب: حسابرس دقیق و کامل (صفت مشبهه، از ماده حسب)


📌نکات تفسیری
۱- پاسخ برتر
انسانها در مقابل نیکی دیگران چند گروهند:
عده ای نیکی دیگران را با بدی جواب می دهند و اگر شخصی به آنان خوبی کرد، هدیه داد و یا خدمتی کرد، نه تنها آن را فراموش می کنند بلکه با غیبت، تهمت و یا بدگویی، نیکی او را با بدی جواب می دهند.
عده ای دیگر که بیشتر از گروه اول هستند در مقابل نیکی دیگران سکوت می کنند. این گروه گرچه از گروه اول بهترند ولی همانند گروه اول به آیات قرآن عمل نکرده اند زیرا خداوند می فرماید: " هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ" (رحمن، ۶۰). آیا جزای نیکی جز نیکی خواهد بود؟ در بعضی آیات دیگر نیز به پیامبرش دستور می دهد که بدیها را نیز با عفو و گذشت و نیکی دفع کن " ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ" (مومنون، ۹۶) بدی را از راهی که بهتر است دفع کن [و پاسخ بدی را به نیکی ده].
گروه سوم که عاملان به دستورات قرآنی هستند نه تنها در مقابل نیکی سکوت نمی کنند بلکه در صورت توان نیکی دیگران را بهتر و نیکوتر پاسخ می دهند و در صورت عدم توانایی حداقل نیکی را با نیکی جواب می دهند.
۲- سلام کردن در روایات
رسول گرامی اسلام فرمود: سلام کردن مستحب و پاسخ آن واجب است (الکافی، ج۲،ص۶۴۴). همچنین فرمود: پیش از سخن گفتن، سلام کنید و کسی که قبل از سلام کردن، سخن آغاز کند، پاسخ او را ندهید.(همان)
۳- حسابرسی خداوند
هیچ چیز حتی چگونگی ارتباط و نوع پاسخ دادن انسان به تحیت‌ها، خارج از حسابرسی خداوند نیست. او این کارها را نیز محاسبه و متناسب با آن، جزا یا پاداش خواهد داد. امام باقر(ع) فرمود: همانا خداوند عز و جل سلام کردن آشکار را دوست دارد.(همان) امام صادق(ع) فرمود: خداوند عز و جل فرمود: همانا بخیل کسی است که در مورد سلام کردن بخل ورزد.(همان) امام صادق(ع) فرمود: کوچکتر به بزرگتر سلام کند و سواره بر پیاده و گروه اندک بر گروه بسیار. (الکافی، ج۲،ص۶۴۵)
پیامبر خدا(ص) بر زنان سلام می کردند و حضرت علی(ع) بر زنان جوان سلام نمی کرد(همان) رسول خدا(ص) فرمود: من تا زنده ام سلام کردن بر کودکان را ترک نمی کنم تا پس از من نیز سنت باشد. (وسائل الشیعه، ج۱۲،ص۶۲) نمازگزار نیز بایستی پاسخ سلام کننده را بدهد. (من لا یحضره الفقیه، ج۲،ص۳۶۸)


📢پیام‌ها
۱- پاسخ سلام و تحیّت واجب است. سلام کردن مستحب است، ولی پاسخ دادن به آن لازم است. (این حکم در غیر لفظ سلام نیز جاری است، زیرا در آیه، موضوع تحیت مطرح است، بنابراین اگر با الفاظ دیگری نیز که معنای تحیت داشته باشد کسی مورد خطاب قرار گیرد، پاسخ دادن به آن ضروری است.
۲- پاسخ سلام و تحیّت باید از اصل آن بهتر باشد؛ برای مثال، اگر کسی گفت: سلام علیکم، در پاسخ وی گفته شود: سلام علیکم و رحمه الله و یا دست کم پاسخ باید برابر اصل تحیت و سلام باشد و چیزی از آن کاسته نشود.
۳- همانگونه که در تحیت باید پاسخ بهتر از اصل و یا حداقل همانند آن باشد، در دیگر کارهای نیکی که درباره انسان انجام می شود نیز باید پاسخ را نیکوتر و یا برابر آن داد. (برای مثال، اگر همسایه شما هدیه ای فرستاد، سعی کنید هدیه‌ای بهتر و یا همانند آن برای او بفرستید).
از امام باقر و امام صادق(ع) درباره این آیه چنین نقل شده که مقصود از تحیت، سلام و دیگر کارهای نیک است. (مجمع البیان، ذیل آیه)
۴- پاسخ تحیت و دیگر محبت ها را نباید به تاخیر انداخت (تفسیر نور، ج۲،ص۳۴۵) و باید بی درنگ پاسخ داد: "فحیوا"؛( توضیح این که حرف عطف "فاء" در "فحیوا" برای ترتبیت بدون فاصله است. بنابراین، نباید پاسخ خوبی‌های دیگران با تاخیر داده شود)


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۲۸
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۴۵
عنوان: ریشه ناگواری‌ها

" مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَأَرْسَلْنَاکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَکَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا "
سوره نساء، آیه ۷۹
آنچه نیکی به تو می رسد، از جانب خدا است، و آنچه بدی به تو می رسد، از سوی خود تو است، و ما تو را برای مردم رسول فرستادیم، و گواهی خدا کافی است.


🖋مقدمه
سر منشأ همه خوبیها و نیکیها خداست و از آنجا که خداوند حکیم است و قادر، برای بندگانش جز خیر و خوبی چیزی نمی خواهد و می توان گفت که جز خیر و نیکی از او صادر نمی شود (مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ) ولی اینکه انسان در زندگی فردی و اجتماعی چیزهایی را به عنوان زشت و بدی می بیند دو جهت می تواند داشته باشد:
۱. این مسائل از دید انسانی است که جامع نگری لازم را ندارد و فقط حوادث و رویدادهای پیرامون خود را در یک مقطع کوتاه از زمان و مکان می بیند که اگر با احاطه‌ی به تمام ابعاد آن را بررسی نماید، بر خلاف ظاهر آن که زشت جلوه می کند زیبایی‌هایی را خواهد دید، برای مثال، تب یا درد دندان اگرچه ظاهرا ناگوار است ولی در حقیقت نشانه سلامت سیستم دفاعی بدن است که مشغول مبارزه با بیماری است و یا هشدار و اخطار در مورد وجود ضایعه‌ای در اندامها است.
۲. این حوادث زشت و تلخ محصول عملکرد خویش است با توجه به نعمت های خوبی که خداوند در اختیار او گذاشته، می توانست با عملکرد صحیح خیرات را به سوی خود جذب نماید ولی بر اثر سوء استفاده گرفتار چنین حوادثی شده است.


📋واژه ها
حسنه: نیکی مانند: نعمت، رزق و روزی (از ماده حسن)
سیئه: بدی مانند: قحطی، بلا، مرض، ناملایمات و سختیها (از ماده سوء)
شهید: حاضر، ناظر، گواه (از ماده شهد)


📌نکات تفسیری (در قالب چند پرسش)
۱- خوبی‌ها از جانب خدا است
خداوند، خالق همه چیز است " اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ" (زمر، ۶۲) هر کاری که انسان انجام می دهد، چون خداوند، قدرت آن کار را به او داده است، می شود گفت کار خدا است، اما در حقیقت ، منشأ کارهای خوب خدا است؛ چون اوست که صفات و کمالات انسانی را در او قرار داده که باعث خیرها و خوبیها می شود. منشأ بدیها نیز اعمال انسان است که نعمت های خداوند را با اراده خود در مسیر بدیها قرار داده است، اگرچه همه به ارائه و مشیّت خدا است.
حال، سوال دیگری مطرح می شود که آیا هر سختی و مصیبتی، بدی حساب می شود و به سبب اعمال بد انسان است؟
پاسخ: هر سختی و مصیبتی، بدی نیست؛ بلکه در موارد بسیاری از الطاف الهی است؛ چنانکه حضرت امام(قدس سره) در شهادت فرزندش فرمود: "شهادت سید مصطفی، از الطاف خفیه الهیه بود". در حقیقت ، چون آمدن مصیبت، همراه فقدان نعمتی است، در نظر ما مصیبت و بدی جلوه می کند، ولی گاه لطف خدا است.
۲- انتساب خوبیها به خداوند
تفسیری که برای این دو آیه شده در اخبار اهل بیت(ع) نیز به آن اشاره شده است. این است که منظور از سیئات، کیفرهای اعمال و عقوبات معاصی است. شکی نیست که این کیفرها از ناحیه خداوند است، ولی چون نتیجه اعمال و افعال بندگان است، گاهی به بندگان نسبت داده می شود و گاهی به خداوند و هر دو صحیح است؛ برای مثال، صحیح است گفته شود قاضی دست دزد را قطع می کند، و نیز صحیح است گفته شود این خود دزد است که دست خود را قطع می کند. (برگرفته از تفسیر نمونه، ج۴،ص۲۲)
۳- تطیر و انتساب بدیها به خداوند
خداوند، به اصلاح اینگونه اندیشه ها پرداخته و می فرماید: "ای رسول ما! تو فقط رسول و پیام‌آور هستی".
تو نقشی در رساندن بدی به آنها نداری، بلکه این، اعمال خود آنها است که در زندگی آنها تغییر ایجاد می‌کند (إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ) (رعد، ۱۱)؛ همچنان که در جواب بنی اسرائیل فرمود: " قَالُوا طَائِرُکُمْ مَعَکُمْ أَئِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ"؛ (یس،۱۹) این اعمال شما است که سبب سختی‌ها است، نه وجود پیامبر. همچنین می فرماید : " وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ"(اعراف، ۹۶) پس در نگاه قرآن، انسان عامل خوشبختی و بدبختی خویش است و پیامبر هم آورنده پیام سعادت برای انسانها است و خداوند خود بر رسالت پیامبر و اعمال انسانها، بهترین شاهده است.


📢پیام‌ها
۱- هر نیکی به انسان رسد، از خداست و هر بدی به او رسد، از خود اوست. (تفسیر راهنما، ج۳،ص۴۸۴)
۲- رسالت پیامبر اسلام(ص) جهانی است و پیامبران برای همه مردم وسیله خیر هستند. (تفسیر نور، ج۲،ص۳۳۶)
۳- ریشه ناگواری‌ها را باید در عمل انسان جستجو کرد.


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۳۷
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۴۴
عنوان: محور وحدت

"یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا "
سوره نساء، آیه ۵۹
ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالامر [اوصیای پیامبر] را. و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید [و از آنها داوری بطلبید]؛ اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید؛ این کار بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است.


🖋مقدمه
برپایی هر اجتماع هر چند کوچک، مثل خانواده، وابسته به وجود محوری است که دیگران از او اطاعت کنند و تحت فرمان او، از گسستگی آن اجتماع جلوگیری شود. حال اگر اجتماعی بزرگ، بخواهد برپا باشد، وجود فرمانروا و رهبر برای آن بسیار ضروری است.
خداوند متعال، در آیه شریفه، به این مساله مهم توجه داده، و مرجع مسلمین را در مسائل مختلف دینی و اجتماعی مشخص می کند و به مردم با ایمان دستور می دهد، برای رسیدن به سعادت اجتماعی و فردی، از انسانهایی که اطاعت آنها، اطاعت از خدا است، پیروی کنند.


📋واژه ها
اولی الامر: صاحبان امر [که از جانب خداوند، به این سمت نصب شده اند]
تنازعتم: نزاع کردید-اختلاف کردید (فعل ماضی از ماده نزع، باب تفاعل)
تأویل: بازگشت، رجوع (از ماده اول مصادر باب تفعیل)


📌نکات تفسیری
۱- پیشوایان معصوم
از آنجا که خداوند متعال، کمال لطف را به بندگان خویش دارد، و آنان را برای رسیدن به اهداف عالی آفریده است، فرمانروایی و رهبری آنها را به هر انسانی نمی سپارد؛ چرا که بعضی پیشوایان، انسانها را به گمراهی می کشانند (قصص، ۴۱، ائمه یدعون الی النار)؛ پس رهبرانی که خداوند برای رساندن انسانها و اجتماع انسانی به اهداف والا مشخص می کند، باید از هرگونه انگیزه شخصی و هواپرستی پاک باشند، تا انسانها بتوانند در کمال آرامش، فرمانبردار آنها باشند.
در این آیه، خداوند اطاعت از آنها را کنار اطاعت خویش و بدون قید و شرط بیان فرموده است؛ این، بدین معنا است که انسانهایی معصوم هستند که هوای نفس بر آنها مسلط نیست، چنان که درباره پیامبر اکرم(ص) فرمود: "وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى"؛ نجم ۳و۴ .
۲- اولی الامر چه کسانی هستند؟
والیان امر به نظر همه مفسران شیعه، امامان معصوم هستند که در تمام شئون زندگی، رهبری مادی و معنوی جامعه اسلامی را به عهده دارند. آیات قرآن و روایات، به ویژه روایات نقل شده از علمای اهل سنت، سند گویایی برای این مطلب است. دانشمند اهل تسنن ابوبکر بن مومن شیرازی در رساله اعتقاد (طبق نقل مناقب کاشی) از ابن عباس نقل می کند:
آیه فوق درباره علی(ع) نازل شد؛ هنگامی که پیامبر(ص) او را (در غزوه تبوک) در مدینه به جای خود گذارد، علی(ع) عرض کرد: "ای پیامبر! آیا مرا همانند زنان و کودکان در شهر قرار می دهی؟"؛ پیامبر(ص) فرمود: "آیا دوست نداری نسبت تو به من، همانند نسبت هارون به موسی باشد، آن زمان که موسی به او گفت: «میان بنی اسرائیل، جانشین من باش و اصلاح کن»؟ سپس آیه شریف اولی الامر نازل شد. (تفسیر نمونه، ج۳،ص۴۴۳)
همچنین در کتاب مستدرک حاکم از پیامبر نقل شده است که فرمود: هر کس مرا اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده و هر کس از فرمان من سرپیچی کند، از فرمان خدا سرپیچی کرده و هر کسی از فرمان علی پیروی کند، از فرمان من پیروی کرده و هر کس از فرمان علی سرپیچی کند، از فرمان من سرپیچی کرده است. (تفسیر روشن، ج۶،ص۳۹ به نقل از مستدرک حاکم، ج۳،ص۱۲۱)
۳- اولی الامر در زمان پیامبر
این آیه، منحصر به زمان معینی نیست و وظیفه مسلمانان را در تمام اعصار و قرون روشن می کند و به عبارت دیگر، اولی‌الامر در زمان پیامبر(ص) خود آن حضرت بود؛ زیرا پیامبر اکرم(ص) دو منصب داشت؛ یکی منصب رسالت که در آیه به عنوان "اطیعواالرسول" از او یاد شده و دیگر منصب "رهبری" و زمامداری امت اسلامی که قرآن به عنوان اولی‌الامر از آن یاد کرده است. بنابراین، پیشوا و رهبر معصوم در زمان پیامبر، خود حضرت بود. (تفسیر نمونه، ج۳،ص۴۴۱) علاوه بر این کسانی هم که پیامبر به آنان سمت و مأموریتی می داد، (مانند فرمانده جنگ)، صاحبان امر به حساب می آمدند. اگر اطیعوا تکرار نشده بیانگر این است که برنامه ها و دستورهای پیغمبر اکرم و الاولی‌الامر یکی است، به طوری که هیچ اختلافی بین آنها نیست. (برگرفته از تفسیر روشن، ج۶،ص۴۲)
۴- منظور از نزاع در آیه چیست؟
منظور از نزاع در آیه، نزاع بین مومنان است، چون خطاب آیه به اهل ایمان است. مقصود از کلمه "شیء" نیز اختلافات دینی است که خدا و پیامبر عهده دار رفع آنها هستند. البته چه بسا، آیه شامل اختلاف در مساله اولوالامر نیز بشود؛ به ویژه اینکه در آخر آیه می فرماید: " إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ" اگر به خدا و رسول مراجعه نکنید، ایمانتان کامل نیست و در مقابل، برگردان آن به خدا و رسول، مصلحت واقعی شما را تامین می کند.


📢پیام‌ها
۱- اسلام، مکتبی است که مسائل اعتقادی و سیاسی‌اش به هم آمیخته است. اطاعت از اولی‌الامر که امری سیاسی است، به ایمان به خدا و قیامت که امری اعتقادی است، آمیخته است (أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ...).
۲- اطاعت از حاکمی واجب است که مومن و از خود مردم با ایمان باشد (وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ).
۳- مخالفان با احکام خدا و رسول و رهبران الهی، باید در ایمان خود شک کنند. (تفسیر نور، ج۲،ص۳۱۴)
۴- اقدام فوری برای ریشه‌کن کردن نزاع در جامعه، ضروری است (فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ...).
۵- جلوگیری از ریشه دار شدن نزاع‌ها و پایان دادن فوری به آن، موجب سعادت جامعه است.


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۴۳
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۴۳
عنوان: آمادگی برای نماز

"یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُکَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِنْ کُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَفُوًّا غَفُورًا "
سوره نساء، آیه ۴۳
ای کسانی که ایمان آورده اید، در حالی که مست هستید، به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می گویید و همچنین هنگامی که جنب هستید، مگر اینکه مسافر باشید، تا غسل کنید و اگر بیمارید یا مسافر یا قضای حاجت کرده اید و یا با زنان آمیزش جنسی داشته اید و در این موارد [برای وضو و غسل) آب نیافتید، با خاک پاکی تیمم کنید، به این شکل که صورت ها و دست ها را با آن مسح کنید، همانا خداوند بخشنده و آمرزنده است.


🖋مقدمه
این آیه شریفه ضمن اشاره به چند حکم فقهی، کیفیت تیمم را نیز بیان می کند. احکام فقهی که در این آیه مطرح است، عبارتند از:
الف. تحریم نماز در حال مستی
ب.باطل بودن نماز در حال جنابت
ج. ممنوعیت خواندن نماز و حضور در مسجد در حال جنابت
د. تیمم برای معذوران


📋واژه ها
سُکَارَى: مستان (از ماده سکر، جمع سکران)
غائط: زمین گود (از ماده غوط)
صعید: سطح و رویه زمین، گرد و غباری که از زمین خیزد (از ماده صعد)
طیب: چیزهایی که با طبع آدمی موافق باشد.


📌نکات تفسیری
۱- مراحل تحریم شراب و جایگاه آیه مورد بحث
قرآن مجید به دلیل آماده ساختن مردم عصر نزول با تحریم شراب، آن را در چند مرحله مورد تذکر قرار داده و به تدریج حرمت مطلق آن را بیان کرده است.
الف. معرفی شراب به عنوان یک نوشیدنی نامطلوب و در مقابل رزق حسن (تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا) (نحل؛ ۶۷)
ب. نهی از مستی در حال نماز: (لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُکَارَى) (نساء؛۴۳)؛ آیه مورد بحث
ج. مقایسه منافع و مضار شراب و غلبه داشتن زیانهای آن: (سْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا) (بقره؛ ۲۱۹)
د. نهی قاطع و صریح از شراب در همه حالات: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) (مائده؛۹۰)
بنابراین، آیه مورد بحث از نظر نزول بعد از سوره نحل و قبل از سوره بقره و مائده قرار گرفته است.
۲- عفت بیان قرآن
عفت بیان قرآن در این آیه همانند بسیاری از آیات دیگر، به طور کامل مشهود است؛ زیرا هنگامی که می خواهد از قضای حاجت سخن بگوید، تعبیری را انتخاب می کند که هم مطلب را بفهماند و هم واژه صریح و نامناسبی به کار نبرده باشد. می فرماید: " أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغَائِطِ" غائط به معنای زمین گود است که کنایه از قضای حاجت است. همچنین آنجا که از آمیزش جنسی سخن می گوید، با تعبیر " أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ"؛ (یا با زنان تماس گرفته باشید) مطلب را می فهماند و واژه لمس، کنایه از آمیزش جنسی است زیرا لمس به تنهایی موجب غسل نمی شود. (برگرفته از تفسیر نمونه، ج۳،ص۳۳۹)
۳- فلسفه تیمم
امروزه ثابت شده که خاک به خاطر داشتن باکتری های فراوان می تواند آلودگی ها را از بین ببرد. این باکتری ها که کار آنها تجزیه کردن مواد آلی و از بین بردن انواع عفونت هاست، معمولا در سطح زمین و اعماق کم که از هوا و نور آفتاب بهتر می توانند استفاده کنند، فراوان‌اند؛ به همین دلیل هنگامی که لاشه های حیوانات و یا بدن انسان پس از مردن زیر خاک دفن می شود، در مدت نسبتا کوتاهی تجزیه شده و بر اثر حمله باکتری ها، کانون عفونت از هم متلاشی می گردد. به طور مسلم اگر این خاصیت در خاک وجود نداشت، کره زمین در مدت کوتاهی به یک کانون عفونت تبدیل می شد و اصولا خاک خاصیتی شبیه مواد آنتی بیوتیک دارد و تاثیر آن در کشتن میکروب ها فوق العاده است. اما باید توجه داشت که خاک تیمم باید کاملا پاکیزه باشد، همانگونه که قرآن در تعبیر جالب خود می گوید: "طیبا".
قابل توجه اینکه تعبیر به صعید که از ماده صعد گرفته شده، به این مطلب اشاره دارد که بهتر است خاک های سطح زمین برای این کار انتخاب شود؛ همان خاک هایی که در معرض تابش آفتاب و مملو از هوا و باکتری های میکروب کش است. اگر چنین خالی طیب و پاکیزه نیز بود، تیمم با آن آثار فوق را دارد، بدون اینکه کمترین زیانی داشته باشد. (همان، ج۳،ص۴۰۱)
نکته دیگر این است که در تیمم مستحب است بعد از زدن دست ها بر زمین، دست ها را بر هم بزنند تا خاک ها کمتر شود.


📢پیام‌ها
۱- نماز خواندن در هر حالی که انسان از هشیاری کامل برخوردار نباشد، ممنوع است، خواه حالت مستی باشد یا باقیمانده حالت خواب. (تفسیر نمونه، ج۳،ص۳۹۷)
۲- عبادت ناآگاهانه، بی ارزش است و انسان بهتر است در حال کسالت و بی توجهی نماز نخواند، زیرا در نماز تنها ذکر و حرکت کافی نیست، بلکه توجه و شعور لازم است. (تفسیر نورالثقلین، ج۱،ص۴۸۳)
۳- اسلام دین ساده و راحتی است، زیرا در صورت احتمال خطر و ضرر، یا تکلیف را از انسان بر می دارد مثل روزه برای مریض، و یا در تکلیف تخفیف می دهد، مانند این آیه که در بعضی از حالات به تیمم دستور می دهد.
۴- در سخن گفتن باید ادب را رعایت کرد (جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ).
۵- شرط ارتباط با خدا از طریق نماز، طهارت و پاکی است، (وضو یا تیمم) (تفسیر نور، ج۲،ص۲۹۶ و ۲۹۷)


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۴۳
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۴۲
عنوان: آرزوها

" وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا"
سوره نساء، آیه ۳۲
برتری هایی را که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی دیگر قرار داده است، آرزو نکنید [این تفاوت های طبیعی و حقوقی، برای حفظ نظام زندگی شما و بر طبق عدالت است؛ ولی با این حال] مردان از آنچه بدست می آورند، نصیبی دارند و زنان نیز نصیبی [و نباید حقوق هیچ یک پایمال شود] و از فضل خدا [برای رفع تنگناها] طلب کنید و خداوند به هر چیز دانا است.


🖋مقدمه
ام سلمه، یکی از همسران پیامبر(ص) به آن حضرت عرض کرد: "چرا مردان به جهاد می روند ، و زنان جهاد نمی کنند؟ چرا برای ما نصف میراث آنها مقرر شده است؟ ای کاش ما مرد بودیم و همانند آنها جهاد می رفتیم و موقعیت های اجتماعی آنها را داشتیم!"؛ این آیه نازل شد و به آن پرسش و مانند آن، پاسخ داد.


📋واژه ها
لَا تَتَمَنَّوْا: آرزو نکنید (فعل مضارع مجزوم به لا نهی از ماده منی، باب تفعل)
اکتسبوا: به دست آوردند، کسب کردند (فعل ماضی از ماده کسب، باب افتعال)


📌نکات تفسیری (در قالب چند پرسش)
۱- آرزوی داشتن مزیّت های دیگران
چون علاقه به فضیلت ها و مزیت ها، به طور طبیعی در وجود انسان قرار دارد، تا انسانها پس از علاقمند شدن، با کار و تلاش، به آنها دست یابند و خانه دنیای خویش را آباد کنند. ولی بعضی مزیت ها و فضیلت هایی که خداوند به بعضی انسانها بخشیده، دست نایافتنی است، یا به دست آوردن آن، بسیار زحمت دارد و آرزوی داشتن آن، حسادت را در دل انسانها به وجود می آورد. در اثر تکرار آرزو، این آتش نهفته، شعله ور شده و در اعمال، آشکار می شود؛ بلوا راه می اندازد، زمین را پر از فساد می کند و باعث از بین رفتن نعمتها می شود. بنابراین این قشر را باید از ریشه خشکانید.
۲- معنای " فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ"
این تفاوت ها، چون بر اساس حکمت است، عین عدالت است. چرا که عدالت، غیر از تساوی است؛ عدالت، این است که به هر کس بر اساس استحقاقش داده شود؛ گرچه موجب تفاوت شود.
اگر برخورد با همه مساوی و یکسان باشد، عادلانه نیست؛ مثلا دکتری به همه بیماران یک دارو بدهد، یا معلمی به همه دانش آموزان یک نمره بدهد. بیماری ها متفاوت است و دانش آموزان استعدادها و لیاقت های گوناگون دارند؛ در نتیجه باید به هر کس آنچه حق او است، داده شود. خداوند هم به هر فرد بر اساس لیاقت ها و استعدادها و ظرفیت هایش فضیلت داده و این، عین عدالت است. پس آرزوی عدالت و راضی بودن به تصمیم و تقدیر الهی، سزاوار انسان با ایمان است.
۳- منظور از " لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ "چیست؟
این جمله بیانگر این معنا است که با وجود تفاوت های خدادادی-که بر اساس مصلحت انسانها قرار داده شده است- هر کس آنچه با تلاش خود به دست می آورد، مال خود او است، و کسی حق ندارد به بهانه مزیت های خدادادی که برای او قرار داده شده، حاصل دسترنج زیردستان را به سوی خود بکشد؛ چرا که هر کس مالک کار و تلاش خود است؛ کارفرما نباید به بهانه کارفرما بودن، در حق کارگران ستم کند یا مردان به جهت مردم بودن، نباید زنان را از حقوق خود محروم سازند و حاصل دسترنجشان را به بهانه های مختلف پرداخت نکنند.
۴- درخواست فضل الهی
از آنجا که فضل خداوند، همیشه به سوی بندگان، جاری و ساری است "یا دائم الفضل علی البریه"، شایسته است انسان، به جای این که نگاهش به داشته ها و مزیت های بندگان خدا باشد و آتش حسد خود را بر افروخته کند، به فضل گسترده الهی چشم بدوزد تا هم حسادت های درونش درمان شود، و هم رضایت و تسلیم، نسبت به مقدّرات الهی، در وجودش پدیدار گردد. به همین جهت، خداوند متعال فرمود: "به جای آرزوها-که سودی برای شما ندارد- آنچه از مزیت های انسانی علاقه دارید، از فضل و لطف خدا درخواست کنید."
امام صادق(ع) فرمودند: کسی که از فضل خداوند، نعمت ها را نخواهد، فقیر می شود. (مستدرک الوسائل، ج۱۳،ص۳۹،ح۱۴۶۸۱)
آنچه خداوند به ما می دهد، به سبب لیاقت های ما نیست بلکه از روی فضل و بخشش خود به بندگانی است که از او طلاب می کنند، می دهد. همچنین امام صادق(ع) در دعا می فرماید: "خدایا از فضل تو درخواست می کنم، چرا که فضل تو گسترده است".(همان، ج۱۳،ص۱۴)
۵- فضیلت بر اساس ظرفیت
خداوند، این فضیلت ها را بی جهت به صاحبان آن نداده است، بلکه به همه چیز، عالم است و بر اساس علم به ظرفیت های افراد به آنها مزایا داده است (ان الله کان بکل شی علیما)، تا نظام خلقت، هماهنگ و متوازن باشد و به واسطه تفاوتهایی که دارند، کارآیی‌های متفاوت داشته باشند؛ در نتیجه، برای برآورده شدن تمام نیازهایشان، به هم پیوند می خورند؛ مثلا کارفرما به کارگر نیازمند است و زن، برای حفظ امنیتش به مرد، و مرد برای رسیدن به زندگی آرام به زن نیاز دارد؛ همین نیازها، انسانها را به هم پیوند می دهد.


📢پیام‌ها
۱- برای رسیدن به نعمت، کار و تلاش لازم است. آرزو مشکلی را حل نمی کند؛ (البته دعا غیر از آرزو است، هم دعا کنیم و هم تلاش) (لاتَتَمَنَّوْا ... وَاسْأَلُوا اللَّهَ)
۲- به جای چشم‌داشت به داشته های دیگران، به فضل و لطف خدا چشم داشته باشیم. (تفسیر نور، ج۲،ص۳۸۰)
۳- به خصلت ها جهت صحیح بدهیم. آرزو در انسان هست؛ اما جهت این آرزو را درخواست نعمت از خدا قرار دهیم؛ نه سلب نعمت از دیگران.(تفسیر نور، ج۲،ص۳۸۰)
۴- برای مبارزه با خصلت های مخرّب، باید آن را با صفات ارزنده و برنامه مناسب جایگزین کرد.


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۴۴
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۴۱
عنوان: فلسفه و حکمت احکام


" یُرِیدُ اللَّهُ لِیُبَیِّنَ لَکُمْ وَیَهْدِیَکُمْ سُنَنَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَیَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ"
سوره نساء، آیه ۲۶
خداوند می خواهد ]با این قوانین، راه سعادت را] برای شما آشکار سازد و شما را به سنت‌های [خوب] پیشینیانتان راهنمایی کند و شما را [با بیان احکام] از گناه پاک سازد، و خداوند دانا و حکیم است.


🖋مقدمه
قرآن مجموعه ای از قوانین الهی برای بشر است. بسیاری از مردم حکمت و فلسفه برخی مقررات را که خداوند برای بندگانش قرار داده، نمی داانند؛ از این رو، ممکن است این پرسش به ذهنشان بیاید که چرا خداوند مومنان را مقید و محدود کرده است؟ آیا بهتر نبود آنان نیز از آزادی عمل بیشتری همانند دنیاپرستان برخوردار بودند و از لذت های مادی بیشتر بهره مند می شدند.
با توجه به آیات قبلی که احکامی را برای مومنان بیان کرده است، این آیه به بعضی حکمت های آن می پردازد.


واژه ها
یرید: می خواهد، اراده می کند (فعل مضارع از ماده رود، باب افعال)
لیبیّن: تا بیان کند (فعل مضارع از ماده بین، باب تفعیل)
سنن: سنت‌ها، روش‌ها (جمع سنّت)


نکات تفسیری
۱- بیان حقایق
خداوند می خواهد به وسیله این مقررات، حقایق را برای شما آشکار سازد و شما را به راههایی که منافع و مصالح شما در آن است، رهبری کند؛ زیرا آدمی به همه مصالح خویش واقف نیست و فقط ظاهر کارها و مسائل را می بیند. قرآن می فرماید: " عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ"؛ بقره، ۲۱۶ (چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید و حال آنکه شرّ شما در آن است و خداوند می داند و شما نمی دانید).
۲- جهان و آزادی بی قید و بند
امروزه در جوامع مختلف آزادی های گوناگون در همه ابعاد به چشم می خورد. برخی از این آزادی ها معقول و مقبول است ولی برخی دیگر خسارتبارند اگر چه مردم از این گونه آزادی ها خوششان می آید، ولی بر انسانهای عاقل پوشیده نیست که این لجام گسیختگی، پیامدهای جبران ناپذیری را خواهد داشت. بی بندوباری جنسی، از هم پاشیدگی کانون خانواده، بی احترامی به پدر و مادر و ... نمونه هایی از آثار اینگونه آزادی هاست. چون خداوند از اینگونه مسائل و حقایق آگاه است؛ از این رو، قوانینی را برای پیشگیری از گرفتار شدن به چنین شرایط اجتماعی، وضع کرده است.
۳- آشنایی با سنت‌های خوب پیشینیان
خداوند برای آگاهی دادن به انسانها، افزون بر وضع قوانین، به بیان سنت های پیشینیان نیز پرداخته است تا بدانند که اقوام پاک گذشته نیز دارای چنین سنت هایی بوده (وَیَهْدِیَکُمْ سُنَنَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ) و از مواهب آن نیز برخوردار شده اند و آنها به عنوان نمونه های تاریخی، سرمشق و الگویی برای مردم زمان ما هستند و در حقیقت، بعضی قوانین امروز اسلام، همان سنت های خوب ادیان گذشته است که مورد تایید اسلام قرار گرفته است.
۴- توجه و عنایت خداوند
از دیگر حکمت های قوانین الهی، توجه خداوند به بندگان خوب و مومن و بهره مند ساختن آنها از رحمت بیکران خویش است که در صورت عمل به این قوانین، به آنها هدیه می گردد. چنانکه والدین برای رشد و پرورش فرزندان خود قوانینی وضع و برای آنها محدودیت هایی ایجاد می کنند، این عمل در منظر همه عقلا، کاری بسیار پسندیده و حاکی از محبت والدین نسبت به فرزندان می باشد، احکام و مقررات خداوند نیز عنایت آن حضرت نسبت به بندگانش می باشد، بنابراین جمله "یتوب علیکم" یعنی خداوند با بیان احکام و مقررات می خواهد بندگان خود را از رحمت خویش برخوردار سازد.
۵- حکمت الهی
جمله "والله علیم حکیم"، پاسخی است به کسانی که به قوانین مذهبی، به ویژه در مورد مسائل جنسی، اشکال می گیرند و می گویند: اسلام نسبت به برخی از مسائل سخت گیری و از انسانها سلب آزادی کرده است، در حالی که خداوند آگاه به اسرار احکام و تشریع او از روی حکمت است و به نتایج آزادی های بی قید و شرط کاملا اگاه می باشد، از این رو، برای دور ماندن انسانها از پیامدهای نامطلوب آن، چنین قوانینی را وضع نموده است.


پیام‌ها
۱- احکام و مقررات اسلام درباره ازدواج، همانند احکام سایر ادیان آسمانی گذشته است و از سنت های خوب گذشتگان باید پیروی و تقلید کرد. (تفسیر نور، ج۲،ص۲۷۲)
۲- خداوند به نیازهای انسان آگاه می باشد و هر حکمی برای انسان می فرستد (مانند موارد مجاز یا ممنوعیت ازدواج)، از روی علم و حکمت است.
۳- خداوند خواهان بازگشت به بندگان خود است. مراد از بازگشت خداوند به بندگان، افاضه رحمت و مغفرت برای آنان است. (تفسیر راهنما، ج۳،ص۳۴۵)
۴- قوانین سازنده و ارزنده، زاییده علم و حکمت است (والله علیم حکیم).


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۳۶
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۴۰
عنوان: حقوق همسران


" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ کَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَیْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا"
سوره نساء، آیه ۱۹
ای کسانی که ایمان آوردید، برای شما حلال نیست که از زنان از روی اکراه [و ایجاد ناراحتی برای آنها] ارث ببرید و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده اید [از مهر] تملک کنید، مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند، و به آنان به طور شایسته رفتار کنید و اگر از آنها [به جهتی] کراهت داشتید، [فورا تصمیم به جدایی نگیرید] چه بسا از چیزی کراهت دارید و خداوند در آن نیکی فراوان قرار داده است. (تفسیر نمونه، ج۳،ص۳۱۸)


🖋مقدمه
یکی از رفتارهای ظالمانه مردان در دوران جاهلیت این بود که با زنان ثروتمندی که از زیبایی بهره ای نداشتند، ازدواج می کردند، سپس آنها را به حال خود وا می گذاشتند؛ نه آنها را طلاق می دادند و نه همچون یک همسر با آنها رفتار می کردند، به امید اینکه مرگشان فرا رسد و اموالشان را تملک کنند.یکی دیگر از عادات نکوهیده آنها این بود که زنان را به شکلهای گوناگون تحت فشار می گذاشتند تا مهر خود را ببخشند و طلاق گیرند. این کار بیشتر در موقعی بود که زن مهریه سنگینی داشت. آیه فوق این کار را منع کرد. (تفسیر نمونه، ج۳، ص۳۱۹)


📋واژه ها
لا یحلّ: حلال نمی شود (فعل مضارع به لا نهی از ماده حلل)
أَنْ تَرِثُوا: که ارث ببرید (فعل مضارع از ماده ورث)
کره: اجبار، اکراه، انجام کاری از روی بی میلی)
لا تَعْضُلُو: جلوگیری نکنید، در فشار قرار ندهید (فعل مضارع مجزوم به لا نهی از ماده عضل)
عاشروا: معاشرت کنید (فعل امر از ماده عشر، باب مفاعله)
معروف: شناخته شده از روی عقل، عرف و شرع.


📌نکات تفسیری
۱- منظور از فاحشه (فاحشه مبینه، زشت آشکار) چیست؟
فاحشه به گناهان بزرگ گفته می شود و "فاحشه مبینه" یعنی گناه بزرگ آشکار (مانند زنا)، البته بعید نیست هرگونه مخالفت شدید زن و نافرمانی و ناسازگاری را شامل شود؛ (نه هر مخالفت جزیی را) زیرا فاحشه، به معنای گناه بزرگ است و کلمه "مبینه" آن را تاکید می کند. (تفسیر نمونه، ج۳،ص۳۲۰)
۲- مدارا با همسر
اگر بعضی از شما به جهاتی از همسران خود رضایت کامل نداشته باشید و بر اثر اموری، در نظر شما ناخوشایند باشند، فورا تصمیم به جدایی و یا بد رفتاری نگیرید و تا آنجا که قدرت دارید، مدارا کنید؛ زیرا ممکن است شما در تشخیص، گرفتار اشتباه باشید و آنچه را نمی پسندید، خداوند در آن خیر و برکت فراوانی قرار داده باشد.(تفسیر نمونه، ج۳،ص۳۲۰)
۳- معنای خیر کثیر
خیر کثیر در آیه مفهوم وسیعی دارد، یکی از مصادیق روشن آن فرزندان صالح و با لیاقت و ارزشمند است. ((تفسیر نمونه، ج۳،ص۳۲۱)
۴- معاشرت متعارف معروف،
به کاری می گویند که در جامعه مجهول نباشد و وقتی با امر به معاشرت ضمیمه شود، چنین معنا می دهد: "با زنان به گونه ای معاشرت کنید که مرسوم و معروف است" و شیوه معاشرت متعارف، که مردم با آن آشنا هستند، معاشرت در یک زندگی اجتماعی است که در آن، هر فرد خشت بنای جامعه بوده و یکسان با سایر افراد در سازمان جامعه انسانی، به نوعی سهیم باشند. (برگرفته از تفسیر المیزان، ج۴،ص۴۰۴ و ۴۰۵)


📢پیام‌ها
۱- اسلام مدافع حقوق زن است.
۲- باز پس گرفتن مهریه با زور حرام است.
۳- تنها در صورتی که زن مرتکب فاحشه باشد می توان بر او سخت گرفت.
۴- با زنان باید خوش رفتاری کرد (عاشروا هنّ بالمعروف).
۵- مرد، سنگ زیرین آسیاب زندگی است و باید با خوش رفتاری بر سختی ها شکیبا باشد (خطاب آیه به مردان است " َلَا تَعْضُلُوهُنَّ ...عَاشِرُوهُنَّ")
۶- بسیاری از خیرات در لابه‌لای ناگواری‌های زندگی است (یجعل الله فیه خیرا کثیرا).
۷- حل مشکلات خانواده با داشتن حلم و حوصله، بهتر از جدایی و طلاق است (فیه خیرا کثیرا).
۸- همیشه خیر و شر همراه با تمایلات نیست. چه بسا چیزی را ناخوشایند بدانیم، ولی خداوند خیر زیاد در آن قرار داده باشد؛ زیرا انسان به همه مصالح خویش آگاه نیست. (تفسیر نور، ج۲،ص۲۶۰و ۲۶۱)


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۴۰
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۳۹
عنوان: اموال یتیمان


" إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا"
سوره نساء، آیه ۱۰
در حقیقت کسانی که اموال یتیمان را به ستم می خورند، جز این نیست که آتشی در درونشان می خورند و به زودی در شعله فروزان [آتش] درآیند [و بسوزند].


🖋مقدمه
خداوند در وجود انسان حبّ نفس را قرار داده است. این غریزه الهی زمینه ساز تکامل مادی و معنوی در او است؛ ولی حبّ نفس، انسانهای سست ایمان را به منفعت طلبی‌های غیرمعقول می کشاند، به گناهان آلوده می کند و از جمله این گناهان، دستبرد به اموال یتیمان بی‌پناه است. پروردگار متعال در حمایت از این بی‌پناهان و برای گرفتار نشدن عده ای به پیامد دستبرد به اموال آنها، هشدار داده است.


📋واژه‌ها
یتامی: به کودکانی که قبل از بلوغ، پدرشان را از دست داده اند، گفته می شود. (جمع یتیم)
یصلون: عرضه می کنند، به آتش برای سوزاندن و بریان کردن نزدیک می کنند. (فعل مضارع از ماده صلی)
سعیر: افروخته شده؛ سعیر از نام‌های جهنم است؛ زیرا آتش آن افروخته شده و فروزان است. (از ماده سعر)


📌نکات تفسیری
۱- چرا اسلام به یتیم توجه ویژه دارد؟

اگر چه ظلم، با همه انواع آن در مورد هر فردی زشت و ناپسند است، ولی ظلم در حق ضعیفی که قدرتی بر دفاع از خویش ندارد و بی پناه است، زشت تر و ناپسندتر می باشد؛ از این رو، با تعبیر " وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ" (به مال یتیم نزدیک نشوید) (اسراء،۳۴) شدت حرمت آن را تذکر داده که مبادا دامن انسان به این ظلم بزرگ آلوده شود.

۲- ضرورت حساسیت در ارتباط با اموال یتیمان

از امام صادق(ع) نقل شده، هنگامی که آیه " وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ " (به مال یتیمان جز به بهترین شیوه نزدیک نشوید) (اسراء، ۳۴) و آیه " إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا" نازل شد، مردمی که یتیمی در خانه داشتند، از کفالت وی فاصله گرفتند و او را به حال خود گذاشتند. حتی گروهی که آنان را از خانه خود بیرون نکردند، در خانه برای آنان وضعی به وجود آورده بودند که کمتر از بیرون کردن نبود؛ زیرا غذای او را که از مال خودش تهیه می شد، با غذای خود مخلوط نمی کردند و حتی جداگانه برای او غذا می پختند و پس از آنکه یتیم در گوشه ای از اطاق غذای مخصوص خویش را می خورد، اگر اضافه می آمد، برای او ذخیره می کردند تا دفعه بعد بخورد و اگر فاسد می شد، دور می ریختند. (تفسیر نمونه، ج۲،ص۱۱۷)همه این کارها برای آن بود که گرفتار مسئولیت خوردن مال یتیم نشوند؛ از این رو خدمت پیامبر آمدند و مسئله را بازگو کردند. آیه شریفه "وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْیَتَامَى قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ" (بقره،۲۲۰) نازل شد و بیان فرمود که: هر تصرفی در مال یتیم ظالمانه نیست؛ تصرفی ظالمانه است که از سر دشمنی و یا منفعت‌طلبی باشد ولی آنجا که انسان دنبال منفعت یتیم باشد، چه منفعت‌های مادی یا معنوی، تصرف در این موارد ظالمانه نیست و انسان از پیامدهای ظلم به یتیم در امان است.

۳- بازتاب خوردن مال یتیم در آخرت چیست؟
در پایان آیه، پروردگار متعال برای حفظ اموال یتیمان، به انسانها توجه می دهد که چهره واقعی خوردن مال یتیم، در قیامت به صورت خوردن آتش سوزان مجسم می شود؛ " إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا" چرا که چهره واقعی عمل، تناسب خاصی با کیفیت ظاهری عمل دارد. همان گونه که خوردن مال یتیم و غصب حقوق او قلب او را می سوزاند و روح او را آزار می دهد، چهره واقعی این عمل آتش سوزان است. (تفسیر نمونه، ج۳،ص۲۸۱)همچنین آیه شریفه با "سَیَصْلَوْنَ" (سین بر سر فعل مضارع) توجه می دهد که بازتاب خوردن اموال بی پناهان خیلی سریع‌تر از گناهان دیگر است، و آتش آن آتشی است که تا اعماق وجود را می سوزاند.


📢پیام‌ها
۱- حضور در منزل ایتام و استفاده از مال آنها در صورتی که مایه زیان آنان نباشد، اشکالی ندارد. (برگرفته از تفسیر نور، ج۲،ص۲۴۹)
۲- قیامت، ظرف تجسم اعمال نیک و بد است. مثلا خوردن مال یتیم در دنیا به صورت خوردن آتش در قیامت مجسم می شود. (یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ... یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا)
۳- خوردن ظالمانه مال یتیم، هم آتش درون است و هم برون. (یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا)


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۴۱
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۳۸
عنوان: زمینه‌های پیروزی و سعادت


"یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ"
سوره آل عمران، آیه ۲۰۰
ای کسانی که ایمان آورده اید، [در برابر مشکلات و هوسها] استقامت کنید و در برابر دشمنان [نیز] استقامت به خرج دهید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید.


🖋مقدمه
این آیه، آخرین آیه سوره آل عمران و مشتمل بر یک برنامه کلی چهار ماده‌ای برای عموم مسلمانان است.
۱. شکیبایی؛
۲. صبر در برابر دشمن؛
۳. نگهداری از مرزها؛
۴. پرهیزکاری؛
به همین جهت آیه با خطاب "یا ایها الذین آمنوا" آغاز شده است. آیه فوق، چکیده ای از بیانی مفصل است که در سوره آمده و به منزله نتیجه گیری از مجموع آیات سوره آل عمران است.


📋واژه‌ها
اصبروا: صبر کنید، خویشتن داری کنید [منظور صبر در سختی و مشکلات] (فعل امر از ماده صبر)
صابروا: صبر و استقامت کنید [منظور صبر در برابر دشمن است](فعل امر از ماده صبر، باب مفاعله]
رابطوا: مرزداری کنید، حفاظت کنید (فعل امر از ماده ربط، باب مفاعله)


📌نکات تفسیری
۱- مراد از اصبروا و اقسام صبر
اولین برنامه ای که ضامن سربلندی و پیروزی مسلمانان است، همان استقامت و صبر و ایستادگی در برابر حوادث می باشد. اصبروا عام است و شامل همه اقسام صبر می شود و اقسام صبر عبارتند از :
الف: صبر در برابر مشکلات و سختی‌های دنیا؛ مانند صبر در برابر از دست دادن دوستان و نزدیکان و صبر در برابر بیماری ها
ب: صبر در برابر انجام واجبات؛ مانند نمازخواندن، روزه گرفتن، جهاد رفتن و غیره
ج: صبر در برابر ترک گناه
حضرت علی(ع) درباره اهمیت صبر می فرماید: "ان الصبر من الایمان کالرأس من الجسد؛ صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به بدن".(نهج البلاغه، حکمت ۸۲)
۲- چرا اصبروا بر صابروا مقدم شده است؟
اصبروا مربوط به صبرهای شخصی است که اقسام آن در بالا ذکر شد، ولی صابروا مربوط به صبر در برابر دشمن است و این می رساند که جهاد با نفس و اصلاح آن بر جهاد با دشمن مقدم است. تا انسان بر نفس خود پیروز نشود، بر دشمن پیروز نخواهد شد.
۳- منظور از رابطوا چیست؟
همانگونه که گفته شد، رابطوا یعنی از مرزها مراقبت کنید، ولی باید توجه داشت این جمله عام است و شامل همه مرزها می شود؛ این آیه شریفه به مسلمانان دستور می دهد ، در برابر دشمن آماده باشند و از مرزهای کشورهای اسلامی مراقبت کنند تا هرگز گرفتار حملات غافلگیرانه نشوند. همچنین به آنها آماده باش داده و به مراقبت همیشگی در برابر حملات شیطان و هوس‌های سرکش دستور می دهد، تا غافلگیر نگردند و افزون بر اینها، به آنها فرمان می دهد از مرزهای عقیدتی و فرهنگی خود در مقابل دشمن مراقبت کنند.
۴- سفارش به تقوا
سفارش به تقوا در آخر آیه یک دستور کلی است که بر همه دستورهای سابق نظر دارد؛ یعنی صبر شما، استقامت شما در برابر دشمن و مرابطه شما باید آمیخته با تقوا و پرهیزکاری باشد.


📢پیام‌ها
۱- هر قدر دشمن بر استقامت خود بیفزاید، کشته بدهد و هزینه کند، ما نیز باید بر پایداری و استقامت خود بیفزاییم و در راه خدا با جان و مال پایداری کنیم.
۲- صبر، مصابره و مرابطه باید جهت‌دار باشد و در مسیر تقوا و رضای الهی قرار گیرد، و گرنه کفّار هم صبر و استقامت دارند.(تفسیر نور، ج۲،ص۲۳۴)
۳- اسلام دینی جامع است؛ هم مسائل فردی را در نظر دارد (اصبروا) و هم مسائل اجتماعی را(صابروا) هم به صبر و تقوا سفارش می کند و هم به مراقبت از مرزها (اصبروا و صابروا و رابطوا واتقوا الله).


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۴۲
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۳۷
عنوان: مرگ و رستگاری


" کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ"
سوره آل عمران، آیه ۱۸۵
هر نفسی چشنده مرگ است و شما پاداش خود را به طور کامل در روز قیامت خواهید گرفت. آنها که از آتش [دوزخ] دور شده و به بهشت وارد شوند، نجات یافته و رستگار شده اند و زندگی دنیا چیزی جز سرمایه فریب نیست.


🖋مقدمه
خداوند انسان را برای رسیدن به کمالات آفرید. ولی از آنجا که انسان در همه لحظات زندگی درگیر جذبه های زیبای دنیوی است و برای رسیدن به کمال مطلوب باید از گذرگاه‌های طبیعت دنیایی و غرایز نفسانی بگذرد؛ از این رو به هشدارهایی نیازمند است تا جلوه های فریبنده دنیا او را متوقف نسازد. از جمله این هشدارها، بیان فانی بودن زندگی دنیوی و پایان پذیرفتن خوشی ها و لذت های دنیا، با حادثه مرگ است. حتی اگر ما مرگ را فراموش کنیم، مرگ ما را فراموش نمی کند و روزی به سراغ ما می آید.


📋واژه ها
تُوَفَّوْنَ: به طور کامل به شما داده می شود (فعل مضارع از ماده وفی، باب تفعل)
زُحْزِحَ: دور نگاه داشته شد (فعل ماضی از ماده زحزح، رباعی مجرّد)فاز: رستگار شد (فعل ماضی از ماده فوز)


📌نکات تفسیری
۱- چرا فرمود مرگ را می چشند؟
تعبیر چشیدن به احساس کامل اشاره دارد؛ زیرا گاه می شود انسان غذایی را با چشم می بیند و با دست لمس می کند، ولی این‌ها هیچ کدام احساس کامل نیست، مگر زمانی که به وسیله ذائقه خود آن را بچشد. (تفسیر نمونه، ج۳،ص۲۰۱)نکته دیگر اینکه، نفس فقط مرگ را می چشد، یعنی مرگ را به طور کامل درک نمی کند؛ بلکه فقط به مقدار چشیدن آن را در می یابد.در غیر این صورت و احاطه مرگ بر نفس، دیگر راه بازگشت و حیات دیگر در سرای آخرت برای او نبود.
۲- بازتاب اعمال بعد از مرگ چگونه است؟
پس از آنکه فرمود: مرگ حتمی و انکارناپذیر است، توجه می دهد که البته مرگ، آخر کار انسان نیست که با آن همه چیز تمام بشود، بلکه مرگ فقط مرحله نهایی زندگی دنیایی انسان است. ولی همانگونه که انسان در این دنیا اگر توپی را به دیوار بزند، به سوی او بازمی‌گردد، بازتاب اعمال خوب و بد انسان نیز در جهان آخرت به سوی او بازمی‌گردد؛ بازگشتی کامل که در آن هیچ ریز و درشتی از اعمال انسان فروگذار نمی شود. (لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا؛ کهف،۴۹) جمله " ِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ" یعنی بدون کم و کاست(به نحو کامل) باطن اعمال خویش را که در دنیا نمی توانستند با چشم ظاهری ببیند، در آنجا به گونه ای کامل به او نشان می دهند. بازتاب اعمال نیک را به صورت روح و ریحان و بازتاب اعمال زشت را به صورت نامطلوب به سوی او بازمی‌گردانند.
۳- آیا داخل بهشت شدن برای انسان کمال است؟
بعضی افراد وقتی روایت تقسیم عبادت را به عبادت عبید، عبادت تجار و عبادت احرار (کافی، ج۲،ص۴) می خوانند، تصور می کنند که اگر انسان خدا را عبادت کند، برای رسیدن به نعمت های زیبای بهشتی و نجات از جهنم، عبادتش کم ارزش است، در حالی که اگر انسان به نعمت های زیبای بهشتی از قبیل حور و قصور برسد، این خود برای انسان کمال است؛ خداوند متعال در این فراز از آیه شریفه بعد از آنکه فرمود: در دادن اجر شما کم نمی گذاریم، به انسانها توجه می دهد که رسیدن به نعمت های الهی در قیامت کمال است: " فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ"؛ کسی که در دنیا کاری کند که با اعمالش از آتش سوزان جهنم نجات یابد و سعادت دخول در بهشت برایش حاصل گردد، این خود کمالی زیبا و مطلوب است/ گرچه برترین عبادتها، عبادت احرار است.
۴- چه کسانی در دنیا ضرر می کنند؟
بعد از آنکه فرمود: رسیدن به بهشت و رهایی از جهنم معیار سعادت و شقاوت است، در فراز آخر آیه (وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ) به انسانهایی که حیات را منحصر در زندگی دنیا می پندارند و جهان باقی پس از مرگ را نادیده می گیرند، توجه می دهد که زندگانی هنگامی زیباست که برای انسان منشأ خیر و برکت گردد و سعادت جاویدان انسان را تأمین کند. ولی زندگانی دنیا و بهره های زودگذر آن که برای انسان ماندگار نیست، سرمایه ای جز فریب عاید انسان نمی کند؛ مانند لذتی که در پی آن گرفتاریهای بزرگ باشد.


📢پیام‌ها
۱- مرگ عدم نیست، بلکه امری وجودی و قابل چشیدن و انتقال از دنیا به آخرت است (ذائقه الموت).
۲- گناهان و عوامل سوق دهنده به دوزخ، دارای جاذبه هایی است که باید انسان با نیروی ایمان و عمل صالح خود را از آن برهاند. (تفسیر نور، ج۲،ص۲۱۶)
۳- جزای کامل اعمال در آخرت است و پاداش‌های دنیوی در مقابل آخرت ناچیز می باشد.
۴- زندگی دنیا، در صورت غفلت از آخرت خیری جز فریب نیست.


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۳۷
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۳۶
عنوان: اخلاق و مدیریت


" فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ"
سوره آل عمران، آیه ۱۵۹
از پرتو رحمت الهی در برابر آنان نرم[و مهربان] شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده می شدند؛ بنابراین، آنها را عفو کن و برای آنها آمرزش بخواه و در کارها با آنها مشورت کن؛ اما هنگامی که تصمیم گرفتی [قاطع باش و] بر خدا توکل کن؛ زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.


🖋مقدمه
از آنجا که قرآن کتاب سعادت و آیین رستگاری بشریت است، برای همه اقشار جامعه به ویژه حاکمان و رهبران جامعه، برنامه ها و راهکارهایی را بیان فرموده تا در پرتو عمل به آن و پیمودن آن راه، در کارها موفق تر و به سعادت نزدیک تر شوند. آیه فوق به برخی ویژگی های رهبر و حاکم الهی اشاره دارد.


📋 واژه ها
لنت: نرم‌خو شدی (فعل ماضی از ماده لین)
فظّ: تندخو، بدخلق، خشن
انقضوا: متفرق و پراکنده می شوند (فعل ماضی از ماده فض، باب انفعال)
فضّ: پراکنده شدن، - َلانْفَضُّوا-حتما پراکنده می شوند.


📌نکات تفسیری
ویژگی‌های رهبر و مدیران حکومت
۱- نرم‌خویی و مهربانی
یکی از ویژگی های رهبر و پیشوای الهی، مهربانی با زیردستان است و اینکه نسبت به خطاها و اشتباه‌های آنان با رأفت برخورد نماید، تا در حفظ یاران و دوستان خویش توفیق یابد.
خداوند در این بخش از آیه، خطاب به پیامبر اکرم(ص) می فرماید: ای پیامبر! اگر عنایت خداوند نبود و شما را نسبت به زیردستان ملایم و مهربان نمی کرد، مردم از اطراف شما پراکنده می شدند.
عده ای از مسلمانان در جنگ احد، اطراف پیامبر(ص) را خالی کرده و ایشان را تنها گذاشته بودند، ولی پس از جنگ، از کار خود پشیمان شده و برای عذرخواهی نزد آن حضرت آمدند. خداوند با عنایت خویش قلب پیامبر(ص) را نسبت به آنها مهربان گرداند و این سبب جمع شدن یاران به گرد پیامبر(ص) شد.
خداوند می فرماید: "اگر مهربانی ات نبود و سخت دل بودی، همه از اطرافت پراکنده می شدند" (فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ...لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ).
۲- عفو و بخشش
رهبر و مدیر باید با عفو و گذشت باشد و از خطاهایی که نسبت به شخص مدیر انجام می گیرد، بگذرد. زیرا این نوع برخورد باعث جذب انسانهای خطاکار شده و آنها را در تبعیت از مدیر ترغیب می نماید. اگر این خطا و اشتباه نسبت به دیگران انجام گرفت، واسطه شده و برای آنان طلب بخشش نماید؛ چنان که خداوند به پیامبر(ص) می فرماید: ای پیامبر! آنها را ببخش و از من برای آنها طلب عفو نما؛ " فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ" زیرا آنها که از پیامبر(ص) حمایت نکردند، در حقیقت معصیت خدا را کرده اند.
۳- مشورت در امور
یکی دیگر از ویژگی‌های مدیران موفق، مشورت کردن با انسانهای آگاه است. این عمل نشانه زیرکی و دانایی مدیر است؛ چنانکه امیرالمومنین(ع) فرمودند: "کسی که افراد بزرگ مشورت کند، در عقل آنها شریک شده است". (نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱)
اگر خداوند پیامبرش را به مشورت امر می کند، به این معنا نیست که پیامبر توان انتخاب صحیح را نداشته و خدا نمی خواهد او را یاری نماید. بلکه می خواهد روح مشورت را در میان مسلمانان زنده کند و در نتیجه مسلمانان خود را شریک در تصمیمات اجرایی پیامبر بدانند و او را در این کار یاری رسانند.
۴- توکل بر خدا " فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ"
مدیر و رهبر موفق پس از مشورت و بررسی نظریات مختلف، بهترین نظر را انتخاب کرده و با عزمی راسخ و استوار به انجام آن کار می پردازد. در اینجاست که مدیر باید مطلب بسیار مهم دیگری را مدّ نظر داشته باشد ، و آن توکل بر خداست؛ یعنی در عین فراهم نمودن اسباب و وسایل عادی، استمداد از قدرت بی پایان پروردگار را فراموش نکند؛ زیرا این توجه مخصوص، آرامش و اطمینان و نیروی فوق العاده روحی و معنوی به انسان می بخشد و در رویارویی با مشکلات اثر بزرگی خواهد داشت.(تفسیر نمونه، ج۳،ص۱۴۹)


📢پیام‌ها
۱- نرمش با مردم، هدیه ای الهی است و افراد خشن و سخت‌گیر از این موهبت محروم‌اند و نمی توانند مردم داری کنند.
۲- رهبر و مدیر موفق همانند پدری مهربان است که نسبت به زیردستان رئوف است و برای آنها طلب مغفرت می کند (فاعف عنهم و استغفرلهم).
۳- مدیریت صحیح، نیازمند عزمی استوار و توکل و اعتماد بر خداست.
۴- بدخلقی و سنگدلی موجب گریز مردم و پراکنده شدن آنان می گردد.
۵- مشورت از اصول اساسی مدیریت و موجب دلگرمی مردم و تصمیم گیری مناسب‌تر است.


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۷۰
درسهای برگزیده قرآن

درسهای برگزیده قرآن

درس شماره: ۳۵
عنوان: خطر ارتجاع


" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا الَّذِینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ"
سوره آل عمران، آیه ۱۴۹
ای مومنان، اگر از کافران پیروی کنید، شما را به عقب باز می گردانند و آنگاه خسارت زده باز می گردید.


🖋مقدمه
شکستی که در جنگ احد بر مسلمانان وارد آمد، سبب شد جبهه کفر از مشرکان، یهود، نصاری و منافقان همگی بر ضد مسلمانان تبلیغ کنند و مسلمانان را از ادامه راه باز دارند. آنها می گفتند: شما از دین خود دست بردارید، و حتی هنگام جنگ که کشته شدن پیامبر(ص) را به غلط شایع کرده بودند، به مسلمانان می گفتند: عبدالله بن ابی را واسطه قرار دهید و برای خود از ابوسفیان امان بگیرید. خداوند با نزول این آیه، ضمن هشدار به مسلمانان آنها را از عاقبت کارشان آگاه ساخت.


📋واژه ها
تطیعوا: اطاعت کنید. اطاعت به معنای عمل کردن با رغبت و خضوع می باشد (فعل مضارع مجزوم به ان شرطیه، از ماده طوع، باب افعال)
اعقاب: پشت سرها، پاشنه های پا (جمع عقب)
یردوا: بر می گردانند (فعل مضارع مجزوم جواب شرط از ماده ردّ)
خاسرین: زیانکار، بازنده، کسی که سرمایه خود را از دست داده است (اسم فاعل از ماده خُسر)


📌نکات تفسیری
۱- خطر بازگشت به جاهلیت
در این آیه، خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که اگر از کافران اطاعت کنید، شما را از دینتان بیرون می کنند و به دوره جاهلیت بازمی‌گردانند و با این سیر قهقرایی، شما از زیانکاران می شوید و چه زیانی بالاتر از اینکه انسان از نور ایمان به سوی ظلمت کفر بازگردد و از نعمت اسلام محروم شود.(تفسیر کوثر، ج۲،ص۲۶۲)
امروزه نیز دشمنان اسلام با ترفندهای خاصی به فکر منحرف کردن مسلمانان از مسیر اصلی و راه سعادت هستند. از آنجا که جنگهای فیزیکی هزینه های گزافی را به دنبال دارد، به جنگهای روانی روی آورده و با تبلیغات بسیار زیادی به سلب هویت فکری مسلمانان به ویژه جوانان پرداخته اند. مهمترین راهکارشان نیز مسائل فرهنگی است. آنها در حقیقت دین ما را نشانه رفته اند، با تبلیغ اندیشه هایی مانند: سکولاریسم، دموکراسی، مدرنیته و ... که ظاهری زیبا دارند، د ر پی دور نمودن مسلمانان از عقاید نابسان می باشند. نمونه های بارز آن، کشورهای افغانستان و عراق است که به بهانه اصلاح فرهنگی و ایجاد دموکراسی و ... مردم مظلوم را به ذلت کشانده اند و همه شئون مادی و معنوی آنان را زیر سلطه خود قرار داده اند.
۲- ممنوعیت اطاعت از کفار
کافران بنا به عقیده و انگیزه های دیگر خود، هیچ گاه خیرخواه مومنان نبوده و خواهان حذف و یا هضم آنان هستند. بدیهی است که در این مسیر برنامه ریزی کرده و با انواع ترفندها مومنان را به راه خویش می خوانند. بیداری مسلمانان و توجه آنان به اهداف شوم کافران، ضامن حراست آنان در برابر این ترفندها است.


📢پیام‌ها
۱- شکست در میدانهای جنگف خسارت عمده نیست؛ بلکه شکست روحی و اعتقادی و ارتداد، خسارتی بس بزرگ است.
۲- خطر ارتداد و انحراف در کمین مومنان نیز هست. (تفسیر نور، ج۲،ص۱۷۲)
۳- از دست دادن ارزشهای اصیل ایمانی، از پیامدهای تبعیت از کفرپیشگان است. (تفسیر راهنما، ج۳،ص۱۰۹)


🗄منبع: تفسیر همراه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۵۶