تلاوت تصویری


دریافت با کیفیت HD
حجم: 158 مگابایت؛ مدت زمان: 2 دقیقه 7 ثانیه 


ترجمه صوتی نمایشی

"برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان"


«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۲۰۳ تا ۲۱۰ سوره بقره (صفحه ۳۲)

 

(آیه ۲۰۳)- این آیه آخرین آیه است که در اینجا در باره مراسم حجّ، سخن مى‏ گوید و سنتهاى جاهلى را در رابطه با تفاخرهاى موهوم نسبت به نیاکان و گذشتگان در هم مى‏ شکند و به آنها توصیه مى ‏کند که (بعد از مراسم عید) به یاد خدا باشند، مى ‏فرماید: «خدا را در روزهاى معینى یاد کنید» (وَ اذْکُرُوا اللَّهَ فِی أَیَّامٍ مَعْدُوداتٍ).

در این که منظور از این اذکار چیست؟ در احادیث اسلامى به این صورت تعیین شده که بعد از پانزده نماز که آغازش نماز ظهر روز عید قربان، و پایانش نماز روز سیزدهم است، جمله‏ هاى الهام ‏بخش زیر تکرار گردد: اللّه اکبر اللّه اکبر لا اله الّا اللّه و اللّه اکبر و للّه الحمد اللّه اکبر على ما هدانا اللّه اکبر على ما رزقنا من بهیمة الانعام.

سپس در دنبال این دستور مى ‏افزاید: «کسانى که تعجیل کنند و (ذکر خدا را) در دو روز انجام دهند گناهى بر آنان نیست، و کسانى که تأخیر کنند (و سه روز انجام دهند نیز) گناهى بر آنها نیست، براى کسانى که تقوا پیشه کنند» (فَمَنْ تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ لِمَنِ اتَّقى‏).

این تعبیر در حقیقت، اشاره به نوعى تخییر در اداء ذکر خدا، میان دو روز و سه روز مى‏ باشد.

و در پایان آیه، یک دستور کلى به تقوا داده مى‏ فرماید: «تقواى الهى پیشه کنید و بدانید شما به سوى او محشور خواهید شد» (وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ).

این جمله مى ‏تواند اشاره به این باشد که مراسم روحانى حجّ، گناهان گذشته شما را پاک کرده، و همچون فرزندى که از مادر متولد شده است پاک از این مراسم باز مى‏ گردید، اما مراقب باشید بعدا خود را آلوده نکنید.


(آیه ۲۰۴)- شأن نزول:

در مورد نزول این آیه و دو آیه بعد گفته ‏اند: این آیات در باره «اخنس بن شریق» نازل شده که مردى زیبا و خوش زبان بود و تظاهر به دوستى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله مى‏ کرد و خود را مسلمان جلوه مى‏ داد، و سوگند مى‏ خورد که آن حضرت را دوست دارد و به خدا ایمان آورده، پیامبر هم که مأمور به ظاهر بود با او گرم مى‏ گرفت، ولى او در باطن مرد منافقى بود، در یک ماجرا زراعت بعضى از مسلمانان را آتش زد و چهارپایان آنان را کشت.

این سه آیه نازل شد و به این ترتیب پرده از روى کار او برداشته شد.

تفسیر:

در این آیه، اشاره سر بسته ‏اى به بعضى از منافقان کرده، مى‏ فرماید:

«و بعضى از مردم چنین هستند که گفتار او در زندگى دنیا مایه اعجاب تو مى‏ شود (ولى در باطن چنین نیست) و خداوند بر آنچه در قلب او است گواه مى ‏باشد، و او سرسخت‏ترین دشمنان است» (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یُشْهِدُ اللَّهَ عَلى‏ ما فِی قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ).

 

(آیه ۲۰۵)- سپس مى ‏افزاید: «نشانه دشمنى باطنى او این است که وقتى روى بر مى‏ گرداند و از نزد تو خارج مى‏ شود، کوشش مى‏ کند که در زمین، فساد به راه بیندازد، و زراعت و چهارپایان را نابود کند با این که مى‏ داند خدا فساد را دوست ندارد» (وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْفَسادَ).

آرى! اگر اینها در اظهار دوستى و محبت به پیامبر اسلام و پیروان او صادق بودند هرگز دست به فساد و تخریب نمى ‏زدند، ظاهر آنان دوستى خالصانه است، اما در باطن، بى ‏رحم‏ ترین، و سرسخت‏ ترین دشمنانند.

 

(آیه ۲۰۶)- در این آیه مى‏ افزاید: هنگامى که او را از این عمل زشت نهى کنند «و به او گفته شود از خدا بترس (آتش لجاجت در درونش شعله ‏ور مى‏ گردد) و لجاج و تعصب، او را به گناه مى‏ کشاند» (وَ إِذا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ).

او نه به اندرز ناصحان، گوش فرا مى‏دهد، و نه به هشدارهاى الهى بلکه پیوسته با غرور و نخوت مخصوص به خود، بر خلافکاری هایش مى‏ افزاید چنین کسى را جز آتش دوزخ رام نمى‏کند، و لذا در پایان آیه مى‏ فرماید: «آتش دوزخ براى آنها کافى است و چه بد جایگاهى است» (فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ).


(آیه ۲۰۷)- شأن نزول:

مفسر معروف اهل تسنن «ثعلبى» مى‏ گوید: هنگامى که پیغمبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله تصمیم گرفت مهاجرت کند، و مشرکان اطراف خانه او را براى حمله به او، محاصره کرده بودند دستور داد على علیه السّلام در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگى که مخصوص به خود پیغمبر بود روى خود بکشد.

در این هنگام خداوند به «جبرئیل» و «میکائیل» وحى فرستاد که من بین شما برادرى ایجاد کردم و عمر یکى از شما را طولانى ‏تر قرار دادم کدامیک از شما حاضر است ایثار به نفس کند؟ هیچ کدام حاضر نشدند به آنها وحى شد اکنون على علیه السّلام در بستر پیغمبر خوابیده و آماده شده جان خویش را فداى او سازد به زمین بروید و حافظ و نگهبان او باشید هنگامى که جبرئیل بالاى سر و میکائیل پایین پاى على علیه السّلام نشسته بودند جبرئیل مى ‏گفت: «به به آفرین به تو اى على خداوند به واسطه تو بر فرشتگان مباهات مى‏ کند»! در این هنگام آیه نازل گردید و به همین دلیل آن شب تاریخى به نام «لیلة المبیت» نامیده شده است.

تفسیر:

گر چه این آیه در مورد هجرت پیغمبر و فداکارى على علیه السّلام نازل شده، ولى مفهوم و محتواى کلى و عمومى دارد. و در واقع نقطه مقابل چیزى است که در آیات قبل در مورد منافقان وارد شده بود، مى‏فرماید: «از میان مردم کسانى هستند که جان خود را در برابر خشنودى خدا مى‏فروشند، و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است» (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ).

جمله (وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ) ممکن است اشاره به این باشد که خداوند در عین این که بخشنده جان به انسان است همان را خریدارى مى‏کند و بالاترین بها را که همان خشنودى اوست به انسان مى‏پردازد! قابل توجه این که فروشنده «انسان» و خریدار «خدا» و متاع «جان» و بهاى معامله خشنودى ذات پاک اوست، در حالى که در موارد دیگر بهاى این گونه معاملات را بهشت جاویدان و نجات از دوزخ ذکر کرده است.

به هر حال آیه فوق با توجه به شأن نزول یکى از بزرگترین فضائل على علیه السّلام است که در اکثر منابع اسلامى ذکر شده است.

 

(آیه ۲۰۸)- صلح جهانى تنها در سایه ایمان! بعد از اشاره به دو گروه (گروه مؤمنان بسیار خالص و منافقان مفسد) در آیات گذشته، همه مؤمنان را در این آیه مخاطب ساخته مى‏فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، همگى در صلح و آشتى درآیید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً).

از مفهوم این آیه چنین استفاده مى‏ شود که صلح و آرامش تنها در پرتو ایمان امکان پذیر است. اصولا در مقابل عوامل پراکندگى (زبان و نژاد و ...) یک حلقه محکم اتصال در میان قلوب بشر لازم است، این حلقه اتصال تنها ایمان به خدا است که مافوق این اختلافات است.

سپس مى‏افزاید: «از گامهاى شیطان پیروى نکنید که او دشمن آشکار شما است» (وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ).

در اینجا نیز این حقیقت تکرار شده که انحراف از صلح و عدالت و تسلیم شدن در برابر انگیزه‏ هاى دشمنى و عداوت و جنگ و خونریزى از مراحل ساده و کوچک شروع مى ‏شود، و به مراحل حاد و خطرناک منتهى مى ‏گردد.

جمله إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ متضمن استدلال زنده و روشنى است، مى‏ گوید دشمنى شیطان با شما چیزى مخفى و پوشیده نیست، او از آغاز آفرینش آدم براى دشمنى با او کمر بست، با این حال چگونه تسلیم وسوسه‏ هاى او مى‏ شوید!

 

(آیه ۲۰۹)- در این آیه به همه مؤمنان هشدار مى‏دهد که «اگر بعد از (این همه) نشانه‏ها و برنامه‏هاى روشن که به سراغ شما آمده لغزش کنید و تسلیم وسوسه‏هاى شیطان شوید و گامى بر خلاف صلح و سلام بردارید بدانید (از پنجه عدالت خداوند فرار نتوانید کرد) چرا که خداوند توانا و شکست ‏ناپذیر و حکیم است» (فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْکُمُ الْبَیِّناتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ).

برنامه روشن، راه روشن و مقصد هم معلوم است با این حال جایى براى لغزش و قبول وسوسه‏ هاى شیطانى نیست! اگر منحرف شوید قطعا مقصر خود شمایید و بدانید خداوند قادر حکیم شما را مجازات عادلانه خواهد کرد.

 

(آیه ۲۱۰)- این آیه گر چه از آیات پیچیده قرآن بنظر مى ‏رسد لکن دقت روى تعبیرات آن ابهام را بر طرف مى‏ سازد، در اینجا روى سخن به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله است، مى‏ فرماید: «آیا آنها انتظار دارند که خداوند و فرشتگان در سایه‏ هاى ابرها به سوى آنها بیایند» و دلایل دیگرى در اختیارشان بگذارند با این که چنین چیزى محال است و به فرض که محال نباشد چه ضرورتى دارد (هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ یَأْتِیَهُمُ اللَّهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِکَةُ).» در حالى که کار پایان گرفته است» (وَ قُضِیَ الْأَمْرُ). 

در این که منظور از پایان گرفتن کار چیست؟ آنچه به نظر مى ‏رسد این است که اشاره به نزول عذاب الهى به کافران لجوج باشد زیرا ظاهر آیه مربوط به این جهان است.

و در پایان آیه مى ‏فرماید: «و همه کارها به سوى خدا باز مى ‏گردد» (وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ).

امور مربوط به ارسال پیامبران و نزول کتابهاى آسمانى و تبیین حقایق بازگشت به او مى ‏کند همان گونه که امر حساب و مجازات و کیفر و پاداش به او باز مى‏ گردد.

رؤیت خداوند

بى‏ شک مشاهده حسى تنها در مورد اجسامى صورت مى‏ گیرد که داراى رنگ و مکان و محل است بنابراین، در مورد ذات خداوند که مافوق زمان و مکان است معنى ندارد ذات پاک او نه در دنیا با این چشم دیده مى‏ شود و نه در آخرت دلایل عقلى این مسأله به قدرى روشن است که ما را بى‏نیاز از شرح و بسط مى‏ کند.

البته مشاهده خداوند با چشم دل هم در این جهان ممکن است و هم در جهان دیگر و مسلما در قیامت که ذات پاک او ظهور و بروز قوى‏ترى دارد این مشاهده قوى‏ تر خواهد بود «براى شرح بیشتر رجوع کنید به "تفسیر نمونه" ذیل آیه ۱۰۳ سوره انعام و "پیام قرآن" جلد ۴، صفحه ۲۲۱ تا ۲۵۰».


منبع: برگزیده تفسیر نمونه