تلاوت تصویری

دریافت با کیفیت ۱۰۸۰p


ترجمه صوتی نمایشی
"برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان"

«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۱۷۱ تا ۱۷۵ سوره نساء (صفحه ۱۰۵)

(آیه ۱۷۱)- تثلیث موهوم است!

در این آیه و آیه بعد به تناسب بحثهایى که در باره اهل کتاب و کفار بود به یکى از مهمترین انحرافات جامعه مسیحیت یعنى «مسأله تثلیث و خدایان سه‏گانه» اشاره کرده و با جمله‏ اى کوتاه و مستدل آنها را از این انحراف بزرگ برحذر مى‏ دارد.
نخست به آنان اخطار مى‏ کند که: «اى اهل کتاب! در دین خود راه غلو را نپویید و جز حق، در باره خدا نگویید» (یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ).
مسأله «غلوّ» در باره پیشوایان، یکى از مهمترین سر چشمه ‏هاى انحراف در ادیان آسمانى بوده است، به همین جهت اسلام در باره غلات سختگیرى شدیدى کرده و در کتب «عقاید» و «فقه» غلات از بدترین کفار معرفى شده ‏اند!
سپس به چند نکته که هر کدام در حکم دلیلى بر ابطال تثلیث و الوهیت مسیح است اشاره مى ‏کند:
۱- «عیسى فقط فرزند مریم بود» (إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ).
این تعبیر خاطرنشان مى‏ سازد که مسیح همچون سایر افراد انسان در رحم مادر قرار داشت و دوران جنینى را گذراند و همانند سایر افراد بشر متولد شد، شیر خورد و در آغوش مادر پرورش یافت یعنى، تمام صفات بشرى در او بود، چگونه ممکن است چنین کسى که مشمول و محکوم قوانین طبیعت و تغییرات جهان ماده است خداوندى ازلى و ابدى باشد.
۲- «عیسى فرستاده خدا بود» (رَسُولُ اللَّهِ)- این موقعیت نیز تناسبى با الوهیت او ندارد.
۳- «عیسى کلمه خدا بود که به مریم القا شد» (وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْیَمَ).
این تعبیر به خاطر آن است که اشاره به مخلوق بودن مسیح کند، همانطور که «کلمات» مخلوق ما است، موجودات عالم آفرینش هم مخلوق خدا هستند.
۴- «عیسى روحى است که از طرف خدا آفریده شد» (وَ رُوحٌ مِنْهُ).
این تعبیر که در مورد آفرینش آدم و به یک معنى آفرینش تمام بشر نیز در قرآن آمده است اشاره به عظمت آن روحى است که خدا آفرید و در وجود انسانها عموما و مسیح و پیامبران خصوصا قرار داد.
سپس قرآن به دنبال این بیان مى‏گوید: «اکنون که چنین است به خداى یگانه و پیامبران او ایمان بیاورید و نگویید خدایان سه‏گانه‏اند و اگر از این سخن بپرهیزید، به سود شماست» (فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَیْراً لَکُمْ).
بار دیگر تأکید مى‏ کند که: «تنها خداوند معبود یگانه است» (إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ).
یعنى، شما قبول دارید که در عین تثلیث، خدا یگانه است در حالى که اگر فرزندى داشته باشد شبیه او خواهد بود و با این حال یگانگى معنى ندارد.
«چگونه ممکن است خداوند فرزندى داشته باشد در حالى که او از نقیصه احتیاج به همسر و فرزند و نقیصه جسمانیت و عوارض جسم بودن مبرّاست» (سُبْحانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ).
به علاوه «او مالک آنچه در آسمانها و زمین است مى‏باشد، همگى مخلوق اویند و او خالق آنهاست، و مسیح نیز یکى از این مخلوقات اوست» (لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ).
چگونه مى‏توان یک حالت استثنایى براى وى قائل شد؟ آیا مملوک و مخلوق مى‏تواند فرزند مالک و خالق خود باشد؟ خداوند نه تنها خالق و مالک آنهاست بلکه مدبّر و حافظ و رازق و سرپرست آنها نیز مى‏باشد «و براى تدبیر و سرپرستى آنها خداوند کافى است» (وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکِیلًا).
اصولا خدایى که ازلى و ابدى است، و سرپرستى همه موجودات را از ازل تا ابد بر عهده دارد چه نیازى به فرزند دارد، مگر او همانند ما است که فرزندى براى جانشین بعد از مرگ خود بخواهد؟!

(آیه ۱۷۲)شأن نزول:
روایت شده که: طایفه ‏اى از مسیحیان نجران خدمت پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله رسیدند و عرض کردند: چرا نسبت به پیشواى ما خرده مى‏گیرى؟
پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: من چه عیبى بر او گذاشتم؟ گفتند: تو مى‏گویى او بنده خدا و پیامبر او بوده است. آیه نازل شد و به آنها پاسخ گفت.
تفسیر:
مسیح بنده خدا بود

پیوند و ارتباط این آیه با آیات گذشته که در باره نفى الوهیت مسیح و ابطال مسأله تثلیث بود آشکار است.
نخست با بیان دیگرى مسأله الوهیت مسیح را ابطال مى‏کند و مى‏گوید شما چگونه معتقد به الوهیت عیسى هستید در حالى که «نه مسیح استنکاف از عبودیت و بندگى پروردگار داشت و نه فرشتگان مقرب پروردگار استنکاف دارند»َنْ یَسْتَنْکِفَ الْمَسِیحُ أَنْ یَکُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لَا الْمَلائِکَةُ الْمُقَرَّبُونَ).
و مسلم است کسى که خود عبادت کننده است معنى ندارد که معبود باشد.
در حدیثى مى‏خوانیم که امام على بن موسى الرضا علیه السّلام براى محکوم ساختن مسیحیان منحرف که مدعى الوهیت او بودند به «جاثلیق» بزرگ مسیحیان فرمود: عیسى (ع) همه چیزش خوب بود تنها یک عیب داشت و آن این که عبادت چندانى نداشت، مرد مسیحى برآشفت و به امام گفت چه اشتباه بزرگى مى‏کنى؟
اتفاقا او از عابدترین مردم بود، امام فورا فرمود: او چه کسى را عبادت مى‏کرد؟
آیا کسى جز خدا را مى ‏پرستید؟ بنابراین، به اعتراف خودت مسیح بنده و مخلوق و عبادت کننده خدا بود، نه معبود و خدا، مرد مسیحى خاموش شد و پاسخى نداشت! سپس قرآن اضافه مى‏کند: «کسانى که از عبادت و بندگى پروردگار امتناع ورزند و این امتناع از تکبر و خودبینى سر چشمه بگیرد، خداوند همه آنها را در روز رستاخیز حاضر خواهد ساخت» و به هر کدام کیفر مناسب خواهد دادَ مَنْ یَسْتَنْکِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ یَسْتَکْبِرْ فَسَیَحْشُرُهُمْ إِلَیْهِ جَمِیعاً).

(آیه ۱۷۳)- «در آن روز آنها که داراى ایمان و عمل صالح بوده ‏اند پاداششان را بطور کامل خواهد داد، و از فضل و رحمت خدا بر آن خواهد افزود، آنها که از بندگى خدا امتناع ورزیدند و راه تکبر را پیش گرفتند به عذاب دردناکى گرفتار خواهد کرد و غیر از خدا هیچ سرپرست و حامى و یاورى نخواهند یافت» (فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَمَّا الَّذِینَ اسْتَنْکَفُوا وَ اسْتَکْبَرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذاباً أَلِیماً وَ لا یَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً).

(آیه ۱۷۴)- نور آشکار!

در تعقیب بحثهایى که در باره انحرافات اهل کتاب از اصل توحید و اصول تعلیمات انبیاء در آیات سابق گذشت در این آیه و آیه بعد سخن نهایى گفته شده و راه نجات مشخص گردیده است، نخست عموم مردم جهان را مخاطب ساخته، مى‏گوید: «اى مردم از طرف پروردگار شما پیامبرى آمده است که براهین و دلایل آشکار دارد و همچنین نور آشکارى به نام قرآن با او فرستاده شده که روشنگر راه سعادت شماست» (یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً).
منظور از «برهان» شخص پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله است و منظور از «نور» قرآن مجید است که در آیات دیگر نیز از آن تعبیر به نور شده است.

(آیه ۱۷۵)- در این آیه نتیجه پیروى از این برهان و نور را چنین شرح مى‏ دهد: «اما آنها را که به خدا ایمان آوردند و به این کتاب آسمانى چنگ زدند به زودى در رحمت واسعه خود وارد خواهد کرد، و از فضل و رحمت خویش بر پاداش آنها خواهد افزود و به صراط مستقیم و راه راست هدایتشان مى‏ کند» (فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِراطاً مُسْتَقِیماً).

منبع: برگزیده تفسیر نمونه