۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حسادت» ثبت شده است

حکمت ۲۵۶ نهج البلاغه ؛ حسادت و بیمارى(اخلاقى، بهداشتى)

حکمت ۲۵۶ نهج البلاغه ؛ حسادت و بیمارى(اخلاقى، بهداشتى)

صِحَّةُ الْجَسَدِ، مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ.

امام علیه السلام فرمود : تندرستى، از کمى حسادت است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۴۰۵
حکمت ۲۲۵ نهج البلاغه ؛ حسادت و بیماری(اخلاقى، بهداشتى)

حکمت ۲۲۵ نهج البلاغه ؛ حسادت و بیماری(اخلاقى، بهداشتى)

الْعَجَبُ لِغَفْلَةِ الْحُسَّادِ، عَنْ سَلاَمَةِ الاَْجْسَادِ!

امام(علیه السلام) فرمود: در شگفتم که چگونه حسودان از سلامتى خویش غافل اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۵۱۱
حکمت ۲۱۸ نهج البلاغه ؛ حسادت ، آفت دوستى(اخلاقى، اجتماعى)

حکمت ۲۱۸ نهج البلاغه ؛ حسادت ، آفت دوستى(اخلاقى، اجتماعى)

حَسَدُ الصَّدِیقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ.

امام(علیه السلام) فرمود: حسادت (به دوست) دلیل بیمارى دوستى است.


شرح و تفسیر

دوستى ناسالم! امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه یکى از نشانه هاى ضعف دوستى و صداقت را بیان کرده مى فرماید: «حسادت (به دوست) دلیل بیمارى دوستى است»; (حَسَدُ الصَّدِیقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ). «سقم» (به ضم و فتح سین) به معناى بیمارى است. روشن است دوستى وقتى سالم و خالى از غل و غش است که انسان آنچه را براى خود مى خواهد براى دوستش نیز بخواهد و آنچه را براى خویش ناخوش دارد براى دوستش نیز ناخوش دارد و در بعضى از روایات آمده که حد اقل مودت و دوستى همین است. با این حال چگونه ممکن است دوستى با حسد جمع شود. حسد به معناى انتظار زوال نعمت از دیگرى است و تفاوت آن با رقابت و تنافس این است که حسود، خواهان زوال نعمت از دیگرى است; ولى در رقابت، تنافس و غبطه، شخص سعى مى کند خود را به پاى دیگرى برساند بى آنکه بخواهد چیزى از او کاسته شود. دوست واقعى کسى است که خواهان پیشرفت و ترقى دوست خود باشد، هرچند تلاش کند خودش نیز به پیشرفت و ترقى برسد، بنابراین آن کس که چنین نیست دوست واقعى نیست و یا به بیان امام(علیه السلام) دوستى او گرفتار بیمارى است. درباره اهمیت دوستى در روایات اسلامى و همچنین شرایط دوست خوب و نیز وظائف دوست در برابر دوست مطالب زیادى وارد شده است. امام حسن مجتبى در وصیتى که به «جناده» (ابن ابى سفیان) در لحظات آخر عمر خویش فرمود چنین مى گوید: «فَاصْحَبْ مَنْ إِذَا صَحِبْتَهُ زَانَکَ، وَإِذَا خَدَمْتَهُ صَانَکَ، وَإِذَا أَرَدْتَ مِنْهُ مَعُونَةً أَعَانَکَ، وَإِنْ قُلْتَ صَدَّقَ قَوْلَکَ، وَإِنْ صُلْتَ شَدَّ صَوْلَکَ، وَإِنْ مَدَدْتَ یَدَکَ بِفَضْل مَدَّهَا، وَإِنْ بَدَتْ عَنْکَ ثُلْمَةٌ سَدَّهَا، وَإِنْ رَأَى مِنْکَ حَسَنَةً عَدَّهَا، وَإِنْ سَأَلْتَهُ أَعْطَاکَ، وَإِنْ سَکَتَّ عَنْهُ ابْتَدَأَکَ، وَإِنْ نَزَلَتْ إِحْدَى الْمُلِمَّاتِ بِهِ سَاءَک; با کسى دوستى کن که دوستى با او زینت تو باشد و هنگامى که به او خدمت مى کنى تو را محفوظ دارد و هرگاه که از او کمکى بخواهى یارى ات کند، اگر سخنى بگویى (از روى اعتمادى که به تو دارد) گفتار تو را تصدیق کند و اگر در جایى (به حق) حمله کنى تو را تقویت نماید و اگر دست خود را براى حاجتى به سوى او دراز کنى او دستش را به سوى تو دراز کند و هرگاه نقطه ضعفى از تو ظاهر شود آن را بپوشاند و اگر کار نیکى از تو ببیند آن را بشمارد(و آشکار سازد) و اگر چیزى از او بخواهى به تو بدهد حتى اگر سکوت کنى (ولى نیازمند باشى) بدون مقدمه کمک کند و اگر مشکلى براى او پیش آید تو را ناراحت سازد».


منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۴۲۴