۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علم» ثبت شده است

حکمت ۲۸۸ نهج البلاغه ؛ جهل و خوارى(علمى)

حکمت ۲۸۸ نهج البلاغه ؛ جهل و خوارى(علمى)

إِذَا أَرْذَلَ اللَّهُ عَبْداً حَظَرَ عَلَیْهِ الْعِلْمَ.

امام علیه السلام فرمود : هرگاه خداوند بنده اى را (به سبب گناهانش) پست بشمرد علم را از او دریغ مى دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۹۳
حکمت ۲۷۴ نهج البلاغه ؛ ضرورت عمل گرایى(اخلاقى، تربیتى)

حکمت ۲۷۴ نهج البلاغه ؛ ضرورت عمل گرایى(اخلاقى، تربیتى)

لاَ تَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلاً، وَیَقِینَکُمْ شَکّاً، إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا، وَإِذَا تَیَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا.

امام علیه السلام فرمود : علم خویشتن را جهل، و یقینتان را شک قرار ندهید، آنگاه که عالم و آگاه شدید عمل کنید و زمانى که یقین کردید اقدام نمایید (تا علم و یقین شما پایدار بماند).

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۲۹۹
حکمت ۲۰۵ نهج البلاغه ؛ گنجایش نا محدود ظرف علم(علمى)

حکمت ۲۰۵ نهج البلاغه ؛ گنجایش نا محدود ظرف علم(علمى)

کُلُّ وِعَاء یَضِیقُ بِمَا جُعِلَ فِیهِ إِلاَّ وِعَاءَ الْعِلْمِ، فَإِنَّهُ یَتَّسِعُ بِهِ.

امام(علیه السلام) فرمود: هر ظرفى بر اثر قرار دادن چیزى در آن از وسعتش کاسته مى شود مگر پیمانه علم که هرقدر از دانش در آن جاى گیرد وسعتش افزون مى گردد!


شرح و تفسیر

وسعت پیمانه علم امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به نکته مهمى درباره اهمیت علم و دانش اشاره مى کند و مى فرماید: «هر ظرفى بر اثر قرار دادن چیزى در آن از وسعتش کاسته مى شود مگر پیمانه علم که هرقدر از دانش در آن جاى گیرد وسعتش افزون مى گردد!»; (کُلُّ وِعَاء یَضِیقُ بِمَا جُعِلَ فِیهِ إِلاَّ وِعَاءَ الْعِلْمِ، فَإِنَّهُ یَتَّسِعُ بِهِ). این نکته بسیار دقیقى است که امام(علیه السلام) به آن اشاره فرموده است. حقیقت این است که در «وعاء» (ظرف) مادى گنجایش محدودى وجود دارد که اگر چیزى در آن قرار دهند تدریجاً محدود و سرانجام پر مى شود به گونه اى که قابل قرار دادن چیز دیگرى در آن نیست; ولى روح و فکر و قوه عاقله انسان کاملاً با آن متفاوت است; هرقدر علوم تازه در آن قرار دهند گویى گنجایش بیشرتى پیدا مى کند هر علمى سرچشمه علم دیگرى مى شود و هر تجربه اى تجربه دیگرى با خود مى آورد وبه یک معنا تا بى نهایت پیش مى رود و این دلیل اهمیت فوق العاده آن و اشاره است به این که ما از فراگیرى علوم هرگز خسته نشویم که واقعاً خسته کننده نیست، بلکه نشاط آور و روح پرور است. هنگامى که انسان مى بیند در کنار نهالى که از یک مسئله علمى در سرزمین مغز خود کاشته نهال هاى دیگرى جوانه مى زند و مى روید و اطراف خود را پر گل مى کند، قطعاً به شوق و نشاط مى آید. حتى مغزهاى کامپیوترى که در عصر و زمان ما به وجود آمده و بعضى از روى ناآگاهى گمان مى برند مى تواند روزى جانشین مغز انسان شود هر کدام ظرفیت محدودى دارند که وقتى اشباع شد مطلب تازه اى را نمى پذیرد در حالى که روح آدمى چنین نیست و بسیارند دانشمندان بزرگى که تا آخرین لحظه هاى عمر در تکاپوى علم و دانش بوده و هر روز حتى در واپسین ساعات عمر حقیقت تازه اى را کشف مى کردند. از جمله کسانى که به این حقیقت در شرح کلام حکیمانه بالا اشاره کرده ابن ابى الحدید معتزلى است که در شرح نهج البلاغه خود چنین مى گوید: «در ذیل این کلام سرّ عظیمى نهفته شده و رمزى است به معناى شریف پیچیده اى که طرفداران نفس ناطقه (روح مجرد) از این راه دلیل براى اثبات عقیده خود گرفته اند نتیجه آن این است که قواى جسمانى بر اثر تکرار افعال خسته و ناتوان مى شوند; مثلاً هرگاه با چشم هاى خود پیوسته صحنه هایى را ببینیم چشم خسته مى شود و اگر باز هم ادامه دهیم ممکن است چشم صدمه ببیند. همچنین است گوش انسان از شنیدن صداهاى مکرر به زحمت مى افتد (و خسته و ناتوان مى گردد) و چنین است سایر قواى جسمانى; ولى وقتى به قوه عاقله مى رسیم مى بینیم قضیه برعکس است، چرا که هر گاه معقولات بیشترى به این قوه وارد گردد، نیرو و توان و وسعت و انبساط آن بیشتر مى شود و آمادگى براى درک مسائل جدیدى غیر از آنچه قبلاً دریافته پیدا مى کند و در حقیقت تکرار معقولات شمشیر آن را تیزتر کرده و زنگار آن را مى زداید و به همین دلیل مى توان گفت: قواى جسمانى همه مادى هستند; اما قوه عاقله مجرد است و ماوراى مادیات». یکى از بخش هاى قوه عاقله، حافظه انسان است که همه چیز را در خود حفظ مى کند در حالى که قواى مادى این چنین نیست. این کلام حکیمانه پیام هاى متعددى دارد از جمله این که انسان هرگز نباید از فراگیرى علم و دانش خسته شود یا گمان کند به مرحله نهایى علم و دانش رسیده است. بداند به سمتى حرکت مى کند که هر قدر جلوتر مى رود وسیع تر مى شود. در حدیث معروفى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: «مَنْهُومانِ لا یَشْبَعُ طالِبُهُما طالِبُ الْعِلْمِ وَطالِبُ الدُّنْیا; دو گروه گرسنه اند و هرگز سیر نمى شوند: طالبان عمل و طالبان دنیا». به همین دلیل تحصیل علم در اسلام از جهات مختلف نامحدود است: از نظر مدت حدیث معروف از پیامبر(صلى الله علیه وآله) است که فرمود: «أُطْلُبُ الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْدِ; از گهواره تا گور دانش بجوى» گرچه آن را در جوامع حدیثى نیافتیم. از نظر مکان در حدیث دیگرى مى خوانیم: «أُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصّینِ; به دنبال علم و دانش بروید هرچند در سرزمین چین باشد». از نظر مقدار کوشش در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «أُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِخَوْضِ اللُّجَجِ وَسَفْکِ الْمُهَجِ; در طلب دانش باشید هرچند براى تحصیل آن در دریاها فرو روید و خون خود را فدا کنید». از نظر استاد در حدیث دیگرى مى خوانیم: «الْحِکْمَةُ ضالَّةُ الْمُؤْمِنِ یَأْخُذُها حَیْثُ وَجَدَها; علم و دانش گمشده فرد با ایمان است، نزد هر کس باشد گمشده خود را مطالبه مى کند». این سخن را با حدیثى که از امیرمؤمنان(علیه السلام) در غررالحکم آمده است پایان مى دهیم: «اَلْعالِمُ مَنْ لا یَشْبَعُ مِنَ الْعِلْمِ وَ لا یَتَشَبَّعُ بِهِ; عالم و دانشمند کسى است که هرگز از علم و دانش سیر نمى شود و اظهار سیرى نیز مى کند».


منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
تعداد بازدید : ۴۰۳